که پنهان برکشم…

راستش همین دیروز و همین امروز بود که به این و آن گفتم که این وردپرس کجا و ما کجا؟ خدا به دور که من یک کلمه دیگر اینجا بنویسم.
حالا هم آمده ام بگویم چه؟
شما خیالتان نباشد، آن فید ما را هم از ریدرهای محترمتان بزدایید که حکایت ما حکایت آب و هوای بهار است که دم به دمش این ساعت و آن دقیقه است.
نوشتن هم دلیل ندارد، می دانید؟ آدم یک لحظه حس می کند که:
ناله را هر چند می خواهم که پنهان برکشم …….. سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن
@ عکس بالا، عکس دیوار اتاقم هست (به یادبود هنرمند فقید ایران مرتضی ممیز) و شعر مولانا که رویش نوشتم، شعر تمام 24 سال عمرم…
هر کسی از ظن خود شد یار من …… از درون من نجست اسرار من
زیاده عرضی نیست.
- زهرا
رکورد اول: دو هفته ننوشتن





Flickr/raoros
Myspace/elmoroz
Facebook/raoros
Twitter/elmoro
Del.icio.us/raoros
GMail/raoros
Blog/raoros

No idea what it says , but this is a beautiful photo and layout.
Raoros: Thank you dear friend for visiting here and the picture says the same that the text says.
photo444
ژانویه 19, 2008 at 10:03 ب.ظ
ایشالا نتونی رکوردت رو بشکونی هیچ وقت!!!!!
زهرای بزرگ… >:D<
Raoros: مرسی رفیق! اگه تو نبودی که من امشب به فنا می رفتم که!
TauRus
ژانویه 19, 2008 at 10:09 ب.ظ
خوش اومدی.
بی نهایت خوشحالم کردی.
جات خیلی خالی بود.
موفق تر باشی
gajamoo
ژانویه 20, 2008 at 6:10 ق.ظ
ای بابا دوباره داری میری ؟
raoros: حرف از اومدن و رفتن نیست برادر!
Keshvary
ژانویه 20, 2008 at 9:36 ق.ظ
حالا چرا اينقدر عصباني هستي. بقول خودت: اخي! زهرا طفلكي.
كلي دلم سوخت!
نكنه باز زهرا كوچولو بهت گفته دوست نداره؟
راستي اين پوستر رو از كجا ميشه گير آورد؟
raoros: :’) این آپستروف وسط نقطه و پرانتز اشک شوق از اومدن تو بود دکتر!
بعدشم این پوسترو والا روز تشییع استاد ممیز از خانه هنرمندان گرفتم، اگر شما بخوای همین رو دیوار ئه رو می کنم می فرستم برات. هنوز خوب نگهش داشتما
mhmazidi
ژانویه 20, 2008 at 9:45 ق.ظ
بابا این کاره.عکسه خیلی قشنگه ایول…میگم حالا هر وقت حال کردی بیا بنویس.من به یه نتیجه ای رسیدم این وبلاگ نویسی یا نوشتن بد جوری آدم معتاد می کنه….من ا زمرتضی ممیز خیلی خوشم میاد.خدا رحمتش کنه
raoros:ممنون، تو همیشه مهربونی اینجا، kiss love hugs :*
maryamss
ژانویه 20, 2008 at 1:05 ب.ظ
بسی خوش برگشتین!
<:-P
خوشحال میشوییییمممممم D:
BiNlaiMA
ژانویه 20, 2008 at 6:26 ب.ظ
خوشحالم که برگشتی
اینجا همون جاییه که دوست داشتی خودت رو توش پنهان کنی…
مزاحم همیشگی
ژانویه 20, 2008 at 10:20 ب.ظ
مسخره!!!
ما ببندیمت به درخت تا میخوری بزنیمت تا بیای بنویسی.
raoros: بخاطر من ببخش تو! من خودمم می دونم چه قد مسخره ام عماد جان!
mychamber
ژانویه 22, 2008 at 11:57 ق.ظ