مونولوگهای من

که پنهان برکشم…

نوشته شده در شخصی, من by raoros در ژانویه 19th, 2008

 

momayez-copy.jpg

راستش همین دیروز و همین امروز بود که به این و آن گفتم که این وردپرس کجا و ما کجا؟ خدا به دور که من یک کلمه دیگر اینجا بنویسم.

حالا هم آمده ام بگویم چه؟

شما خیالتان نباشد، آن فید ما را هم از ریدرهای محترمتان بزدایید که حکایت ما حکایت آب و هوای بهار است که دم به دمش این ساعت و آن دقیقه است.

 

نوشتن هم دلیل ندارد، می دانید؟ آدم یک لحظه حس می کند که:

ناله را هر چند می خواهم که پنهان برکشم …….. سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

 

@ عکس بالا، عکس دیوار اتاقم هست (به یادبود هنرمند فقید ایران مرتضی ممیز) و شعر مولانا که رویش نوشتم، شعر تمام 24 سال عمرم…

 

هر کسی از ظن خود شد یار من …… از درون من نجست اسرار من

 

زیاده عرضی نیست.

- زهرا

 

رکورد اول: دو هفته ننوشتن

9 Responses to 'که پنهان برکشم…'

Subscribe to comments with RSS or دنبالك to 'که پنهان برکشم…'.

  1. photo444 said, on ژانویه 19th, 2008 at 10:03 ب.ظ

    No idea what it says , but this is a beautiful photo and layout.

    Raoros: Thank you dear friend for visiting here and the picture says the same that the text says.

  2. TauRus said, on ژانویه 19th, 2008 at 10:09 ب.ظ

    :)
    ایشالا نتونی رکوردت رو بشکونی هیچ وقت!!!!!
    زهرای بزرگ… >:D<

    Raoros: مرسی رفیق! اگه تو نبودی که من امشب به فنا می رفتم که!

  3. gajamoo said, on ژانویه 20th, 2008 at 6:10 ق.ظ

    خوش اومدی.
    بی نهایت خوشحالم کردی.
    جات خیلی خالی بود.
    موفق تر باشی

  4. Keshvary said, on ژانویه 20th, 2008 at 9:36 ق.ظ

    ای بابا دوباره داری میری ؟

    raoros: حرف از اومدن و رفتن نیست برادر! ;)

  5. mhmazidi said, on ژانویه 20th, 2008 at 9:45 ق.ظ

    حالا چرا اينقدر عصباني هستي. بقول خودت: اخي! زهرا طفلكي.
    كلي دلم سوخت!
    نكنه باز زهرا كوچولو بهت گفته دوست نداره؟
    راستي اين پوستر رو از كجا ميشه گير آورد؟

    raoros: :’ ;) این آپستروف وسط نقطه و پرانتز اشک شوق از اومدن تو بود دکتر!
    بعدشم این پوسترو والا روز تشییع استاد ممیز از خانه هنرمندان گرفتم، اگر شما بخوای همین رو دیوار ئه رو می کنم می فرستم برات. هنوز خوب نگهش داشتما :)

  6. maryamss said, on ژانویه 20th, 2008 at 1:05 ب.ظ

    بابا این کاره.عکسه خیلی قشنگه ایول…میگم حالا هر وقت حال کردی بیا بنویس.من به یه نتیجه ای رسیدم این وبلاگ نویسی یا نوشتن بد جوری آدم معتاد می کنه….من ا زمرتضی ممیز خیلی خوشم میاد.خدا رحمتش کنه

    raoros:ممنون، تو همیشه مهربونی اینجا، kiss love hugs :*

  7. BiNlaiMA said, on ژانویه 20th, 2008 at 6:26 ب.ظ

    بسی خوش برگشتین!
    < :-P

    خوشحال میشوییییمممممم D:

  8. مزاحم همیشگی said, on ژانویه 20th, 2008 at 10:20 ب.ظ

    خوشحالم که برگشتی
    اینجا همون جاییه که دوست داشتی خودت رو توش پنهان کنی…

  9. mychamber said, on ژانویه 22nd, 2008 at 11:57 ق.ظ

    مسخره!!!
    ما ببندیمت به درخت تا می‌خوری بزنیمت تا بیای بنویسی.

    raoros: بخاطر من ببخش تو! من خودمم می دونم چه قد مسخره ام عماد جان!

Leave a Reply