آورده اند که … (حکایات و اشارات)
مولانا شرف الدین دامغانی بر مسجدی می گذشت. خادم مسجد سگی را در مسجد بسته بود و می زد و سگ فریاد می کرد. مولانا در مسجد بگشاد، سگ بدر جست. خادم با مولانا عتاب کرد. مولانا گفت: ” ای یار معذور دار که سگ عقل ندارد، از بی عقلی در مسجد می آید. ما که عقل داریم هرگز ما را در مسجد می بینی؟”
- عبید زاکانی- دلگشا- 119
دهقانی در اصفهان به در خانه خواجه بهاءالدین صاحب دیوان رفت. با خواجه سرا گفت که به خواجه بگوی که: خدا بیرون نشسته است با تو کاری دارد. او با خواجه بهاءالدین بگفت؛ به احضار او فرمان داد، چون درآمد، پرسید: که تو خدایی؟ گفت: آری. گفت: چگونه؟ گفت: من پیش از این “ده خدا”، ” باغ خدا”، “خانه خدا” بودم. نائبان و عاملان تو، ده و باغ و خانه از من به ظلم گرفتند، اکنون تنها “خدا” مانده.
- عبید زاکانی- دلگشا-125
کبوتری بیمار شد، گربه به عیادت او رفت و پرسید: حالت چطور است؟ کبوتر گفت: اگر تو بگذاری خوب است!
-ثعالبی-التمثیل والمحاضره
گویند: لری دوغی خرید. دوغ فروش در آن آبی آلوده کرده بود که چند بچه وزغ در میان داشت. چون لر به آشامیدن دوغ آغاز کرد، غوک بچه گان به آواز درآمدند. لر گفت: اگر زاقی کنی زیقی کنی پیل دادم می خورمت.
- علی اکبر دهخدا- امثال و حکم-1/418





Flickr/raoros
Myspace/elmoroz
Facebook/raoros
Twitter/elmoro
Del.icio.us/raoros
GMail/raoros
Blog/raoros

ها! هی میگن بحث قومی قبیلهایی راه ننداز دعوا میشه!!
اما خیلی جالبه تو این حکایات کلی مطلب برای فکر کردن هست…
mychamber
ژانویه 26, 2008 at 9:19 ب.ظ
پر از نکته بود. خصوصا سه تای اول.
BiNlaiMA
ژانویه 26, 2008 at 9:23 ب.ظ
سلام …
فکر کنم یه بار قبلاً وارد وب شما شده ام …. ولی در کل قلم زیبایی دارید ….
بنده هم به شما لینک دادم …
موفق و پیروز باشید.
عرفان
عرفان
ژانویه 27, 2008 at 4:39 ق.ظ
مث همیشه اومدیم بخونیم.
ولی فیض نبردیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
عکس وبلاگت جلوی کلمات اولیه همه سطرهای پستت رو گرفته و من دست از پا جلوتر، بدون اینکه فیضی ببرم، می روم.
موفق تر باشی
raoros:اقا من شرمنده ام، ولی انگار شما فقط این مشکل رو داری؛ شاید واسه مرورگرته هان؟
gajamoo
ژانویه 27, 2008 at 11:27 ق.ظ
سلام
دوربین خاصی نیست …. یه سایبر شات معمولی که تا حدودی نیازهای عکاسی من رو برطرف میکنه… باشه تا یکی از اون حرفه ای ها رو بخرم که کولاک کنم …
موفق باشید.
عرفان
عرفان
ژانویه 27, 2008 at 11:48 ق.ظ
دومی خیلی قشنگ بود.
raoros: مرسی آقای پدرام ^_^
پدرام
ژانویه 27, 2008 at 1:57 ب.ظ
سلام
با دومی خیلی حال کردم و از سومی هم لذت بردیم
موفق باشی
یا علی مدد .
ali786
ژانویه 28, 2008 at 3:00 ب.ظ