قدح اندیشه
دامبلدور (مدیر فقید مدرسه هاگوارتز)، یک قدح سنگی داشت به نام قدح اندیشه، هر روز از زندگی اش که به پایان می رسید، می آمد بالای سر قدح اندیشه اش و با ابزاری یک تار نقره ای از درون سرش بیرون می کشید و داخل مایع شفاف و لغزان نقره فام درون قدح می ریخت. اینطور بود که قدح تمام خاطرات زندگی اش، شادی و غصه هایش را برای همیشه نگهداری می کرد و خوب در آخر ماجرا این قدح بسیار به کار هری و گشودن رازهای داستان آمد.
————————
من یک قدح اندیشه می خوام که هر شب خاطره های اون روزم رو خالی کنم توش، ولی قول می دم سرماه یا هفته که بشه، قدح رو خالی کنم توی چاهی، جوبی، چیزی که برای همیشه پاک بشه.
اینه! اینه ارزش زندگی من و آدمای دور و برم و خاطره هام باهاشون از بس که گرانقدر و با ارزشن!
- شما اگه قدح داشتید باهاش چه می کردید؟
- پی نوشت: نمی دونید دامبلدور و هاگوارتز و اینا کیه؟ پس >>>
به روش هدر وبلاگ آقای مانی منجمی:
There are 10 types of people in the world, those who know Harry Potter and those who don’t know him.





Flickr/raoros
Myspace/elmoroz
Facebook/raoros
Twitter/elmoro
Del.icio.us/raoros
GMail/raoros
Blog/raoros

عجب ….
اسم وبلاگت رو هم که انگارکی عوضش کردی … یهنی (همون یعنی) ما هم توی وبلاگمون عوضش کنیم !!!
“مونولوگهای من ” چقدر از این اسم خاطره دارم …
موفق باشید.
عرفان
عرفان
فوریه 1, 2008 at 9:28 ق.ظ
همم.. قدح اندیشه.. باحاله.
من اگه داشتم یه بخش زیادی از 22 سال اول زندگیمو توش میریختم و بعدش یه بسته C4 می بستم بهش و بوم! خلاص!
ولی متاسفانه هنوز اختراع نشده! XD
BiNlaiMA
فوریه 2, 2008 at 7:28 ب.ظ