The Rose
Some say love it is a river
بعضی ها می گن عشق یه رودخونه است
that drowns the tender reed
که نی نازک و لطیف رو در خودش غرق می کنه
Some say love it is a razor
بعضی ها می گن عشق مثل تیغ می مونه
that leaves your soul to bleed
که خون تو رو می ریزه و رهات می کنه
Some say love it is a hunger
بعضی ها می گن عشق یک اشتیاق و تمناست
an endless aching need
یک نیاز دردناک و بی پایان
I say love it is a flower
من می گم عشق یک گل
and you it’s only seed
که هنوز یه بذر کوچکه
It’s the heart afraid of breaking
قلبیه که همیشه از شکستن هراس داره
that never learns to dance
برای همین یاد نمی گیره که برقصه و لذت ببره
It’s the dream afraid of waking that never
رویاییه که بخاطر ترس از بیدار شدن
takes the chance
هرگز شانس به حقیقت پیوستن رو پیدا نمی کنه
It’s the one who won’t be taken
همون کسیه که چیزی به دست نمیاره
who cannot seem to give
چون چیزی رو نمی بخشه
and the soul afraid of dying that never learns to live
و روحی که بخاطر هراس از مردن هیچوقت زندگی رو یاد نمی گیره
When the night has been too lonely
پس وقتی که شبها خیلی تنهایی
and the road has been too long
و راه به نظرت خیلی طولانی میاد
and you think that love is only
for the lucky and the strong
و فکر می کنی که عشق فقط برای آدمای خوش شانس و قدرتمنده
Just remember in the winter far beneath the bitter snows
فقط به یادت بیار که تو زمستون زیر اونهمه برف
lies the seed
یه بذری خوابیده
that with the sun’s love
in the spring
becomes the rose
که با تابیدن عشق در بهار به یک گل رز تبدیل می شه
The Rose
West Life Music





Flickr/raoros
Myspace/elmoroz
Facebook/raoros
Twitter/elmoro
Del.icio.us/raoros
GMail/raoros
Blog/raoros

شعر جالبی بود ممنون …
محمد کشوری
فوریه 19, 2008 at 5:30 ق.ظ
من دارم به این نتیجه میرسم که بسیار سلایقامان شبیه هم هست.همه آهنگاشو حفظم اینقده دوست دارم
maryamss
فوریه 19, 2008 at 7:35 ق.ظ
خیلی زیبا بود.
سلیقه خوبی دارید.
Endless Love
فوریه 19, 2008 at 4:37 ب.ظ
شعر عالی بود و در کنار اون، آهنگ هم بسیار جذب می کرد…
ترجمه هم که مکمل همه این ها بود…
ممنونم…!
آرش زاد
فوریه 19, 2008 at 10:29 ب.ظ
اینجور که بوش میاد خیلی به میوزیک (غلط املایی نگیری … همینطوری نوشتم !) علاقه دارید !!!
اینجوری هم که به نظر میاد انگلیسیتون خوبه !!! جای تامل داره … مبارک باشه !!
شعر جالبی بود !!
همیشه دوست داشتم کتاب شعر آناتما و کرن رو یه دور دیگه بخونم که نتونستم !!! عاشق این جور متنها هستم !!
نه اینکه خیلی هم سرم خلوته !!!
همین !
raoros: چقدر علامت تعجب
عرفان
فوریه 20, 2008 at 8:10 ب.ظ
جالب بود
مخصوصا ترجمه اش
یک سری به وبلاگ من بزنید
تازه شروع کردم!
sins
ژوئن 23, 2008 at 6:48 ق.ظ