Blue Dream
I’m dreaming a blue dream

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

نوشته شده توسط raoros
فوریه 22, 2008 در 9:28 ب.ظ
ارسال شده در عکاسی
برچسب خورده با me, photography, sleep, Zahra
با استفاده از RSS در دیدگاهها مشترک شوید.
| raoros در آلبوم هارد کندی/مدونا – … | |
| رامین در آلبوم هارد کندی/مدونا – … | |
| Kazem در سروتونین | |
| سارا در چطور یک عکس رنگی را سیاه و سفی… | |
| محسن در لاله – خواننده ایرانی مح… |
وبنوشت در وردپرس.کام. — پوستهی Journalist کاری از Lucian E. Marin
دوست دارم چشامو براي لحظه اي ببندم.تو شلوغ پلوغي ذهنم،همه روپس بزنم وفقط فقط تصوير مهربونتو تداعي مي کنم.آخ که چقدر دوست دارم… (اين دختر کوچولو رو عرض کردم)
one signal ejector
فوریه 23, 2008 at 3:33 ق.ظ
Sooooooo cute
maryamss
فوریه 23, 2008 at 10:58 ق.ظ
چقدر نازه …
خدا واسه پدر مادرش نگهش داره ….
همین
عرفان
فوریه 23, 2008 at 11:02 ق.ظ
لپوی گردالویه قلمبه!!
mychamber
فوریه 23, 2008 at 7:45 ب.ظ