مونولوگهای من

Shimmering through

نوشته شده در طراحی by raoros در می 4th, 2008

از خواب که پریدم ، یهو تصویر یه زمینه مشکی اومد جلوی چشمهام که ساقه های سفید و زرد پیچان از گوشه هاش قد کشیدن و دور یه آدمو گرفتن، آدمه توی وجودش خالی بود، بعد دیدم آدم ها آینه کهکشانند، خلاصه این شد… نفهمیدم دقیقاً از کجا اومد؟ شاید از یه خواب آروم و بی دغدغه |بعد مدتها| …

Image:All rights reserved for ME

LA MER … You Shimmering through… |Sarah Brightman|

Tagged with: ,

13 Responses to 'Shimmering through'

Subscribe to comments with RSS or دنبالك to 'Shimmering through'.

  1. mohsen said, on می 4th, 2008 at 7:39 ب.ظ

    خیلی خوشگله و البته بار معنوی خوبی هم داره. یادم باشه سر فرصت این گل و بوته ها رو ازت بگیرم :)

  2. محمد said, on می 4th, 2008 at 7:42 ب.ظ

    خوش به حالت که همچین خواب هایی می بینیی… من 2-3 سالی میشه آرزوی آرامش دارم…
    طرح جالبی شده.

  3. maryam said, on می 4th, 2008 at 7:49 ب.ظ

    خیلی قشنگ شده زهرا جون.

  4. زهرا said, on می 4th, 2008 at 7:49 ب.ظ

    به به خوشگله دست مریزاد خانومی

  5. mehdi said, on می 4th, 2008 at 7:53 ب.ظ

    خیلی زیباست ..فقط یک سوال ..این گل وبوته ..رو چه طوری روی فتو شاب نصب کردی

  6. gerashi said, on می 4th, 2008 at 9:18 ب.ظ

    ببخشيد شما خواب بودي اينا رو ديدي يا بيدار شدي ديدي خوابي؟:دي
    البته چون شما اينو ديدي ما نظري نمي‌تونيم بديم ولي خوب بهتر بود اينطوري كه مي‌گم مي‌ديدي:دي
    اين شاخ و برگا الان دور آدمك شما نيستن. دور كادر شمان فقط.
    بي‌نظمي زيادي داره و زيبايش رو كم كرده.
    به نظر خيلي خشك مي‌آد. چطور بگم. فكر مي‌كنم بايد يكم رويايي‌ترش مي‌كردي
    و قوتشم توي اون نور پايين پاي ايشون هستش. از اون خيلي خوشم اومد. مي‌شد براي رويايي كردنش استفاده كني ازش.
    مي‌تونست اون نور از آدم هم ساتع بشه.
    بعد باس بگم طرح خوب شده اما بهتر از اين‌ها مي‌تونس باشه.
    كار كنين روش مي‌تونين بهترش كنين.
    اميدوارم از اينكه نظراتم اينقدر رك هستش ناراحت نشي. فقط دوست دارم اون چيزايي رو كه گفتم بشنوي نه تفسيرهايي كه از حرف‌هام مي‌كنيد!:دي من هيچ‌جاي حرفام نگفتم كار بد بوده:پي بعداً حرف در نياري برام:دي

    raoros:ساطع رو با ط می نویسن :D

  7. gerashi said, on می 5th, 2008 at 8:35 ق.ظ

    اينهمه زر زدم گفته ساطع رو با ط مي‌نويسن يعني چي؟! :D
    ما املامون خيلي ضعيفه گير ندين :دي

  8. مصطفی said, on می 5th, 2008 at 4:56 ب.ظ

    خیلی خوردنیه … فقط ای کاش یه کم بیشتر روی آدمش کار می کردی :)

  9. mohsen said, on می 6th, 2008 at 10:05 ق.ظ

    من بــــراش میخوام :((

  10. مرتضي بهمني said, on می 6th, 2008 at 2:19 ب.ظ

    خواب‌هاي توام دست كمي از خواب‌هاي من ندارن ها! تصوير هم خوب شده! فقط اي كاش فيگور مدلت يك كم راحت تر بود! الان شده شبيه مدل اين كسايي كه تبليغ كفش و لباس ميكنن!

  11. عمو هوشنگ said, on می 6th, 2008 at 6:12 ب.ظ

    چه قشنگ شده :)

  12. mehdi said, on می 7th, 2008 at 6:41 ب.ظ

    من یک بار خواب دیدم یه جایی هستم که تمام وجودم داره گریه می کنم….اون خواب برای من یک رویا شد …..منتظر تعبیرش هستم ..

  13. عرفان said, on می 8th, 2008 at 6:58 ب.ظ

    احسنت!
    منم البته تو خواب، خواب کربلا رو دیدم……
    ولش کن، خودتو عشقه آبجی جیگل!!

Leave a Reply