مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

رابطه~دوستی

with one comment

تعریف شما از رابطه چیه؟

دقیقاً به کی می گیم دوست … این سئوالیه که من خیلی وقته تو ذهنمه …

آیا اصولاً وجود دوست ضرورتی داره ؟ مثلاً اگرمن هیچ دوستی نداشته باشم که روزهای تعطیل باهاش برم بیرون خیلی مسخره است ( اینو می گم چون دقیقاً من رو بخاطر این مسئله مسخره کردن !)

و آیا اصلاً ضرورتی هست که من مدام خودم و اتفاقات مربوط به خودم رو واسه کسی شرح بدم؟  (اینم می گم چون همیشه از تشریح و توصیف خودم متنفر بودم! )

و اگر ما جزو اون دسته ای از آدما باشیم که قابلیت سازش پذیری با اطرافیانمون رو نداشته باشیم باید چه کنیم؟

ولی خوب دوست خوب، اگر دوست خوب باشه واقعاً نعمتیه ! حتی Over Binary Lines !

گوش می کنم به : یه آهنگ به زبان اسپانیایی فکر کنم، اسمش نمی دونم چیه؟؟ Unknown track !

تا بعد که باز بیام !

Written by raoros

مارس 10, 2007 در 6:25 ب.ظ.

نوشته شده در من

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. چیزی که مسخرست ،همین به اصطلاح دوسته.
    دوست، برادر، خواهر، پدر، رفیق ،… فقط وفقط یه واژه است.
    همشون به وقتش،وقتی پای منافع خودشون وسط بیاد تنهات می گذارن .قبول کن که تو این دنیا تنهای تنهایی

    پسرکی ساده دل و تنها

    سپتامبر 12, 2007 at 3:28 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: