مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Unique

leave a comment »

خدا هر کسی رو تنها خلق می کنه، حتی اگر یک قل دیگه بهش چبسیده باشه، بازم به خودی خود تنهاست … هیچ کس رو نمی شناسه، خودشه و خودش …

وقتی می میره> تنها می ره، حتی اگر معشوقش هم کنارش باشه و با اون بمیره، ولی اون تنها مرده و در این هیچ راهی نیست…

امروز فهمیدم که تنها هستم و تنها خواهم موند، و این هیچ بد نیست، بدی اش فقط تو اینه که اندیشه هات دست نخورده و بی مصرف می مونن و این » من « مگه کیه غیر از اندیشه هاش ؟ اون چیزی که نباید تنها بمونه، از دید من، اندیشه است …

چطور میشه کاری کرد که اندیشه ها و افکار ما از تنهایی دربیان؟ از نگاه من بهترین راهش هنره، پا گذاشتن تو میدون هنر، فقط یک قلب شجاع می خواد و اینکه اون قفل مرکزی از روی ذهنت برداری! البته نوشتن هم که به خودی خودش یه هنره، یکی از بهترین راه هاست و همینطور موسیقی، ولی هیچ چیزی بالاتر از رنگ و تصویر نیست !😉

امروز یکی بالاخره دلش برای معضل » بی دوستی » من سوخت !!😀 :))  و کلی غصه خورد که با توجه به شرایطش نمیتونه کاری کنه، ولی خوب این معضل نیست و من آنهمه اقیانوس درک و حس خودم رو که تو تنهایی ها بهشون می رسم رو به لحظه ای بودن در کنار دوستی که من رو فقط از دریچه چشمای خودش می بینه، نمی دم !

چرت گفتم چقدر !

گوش می دهم به آلبوم بی نظیر : An Ancient Journey اثر Kitaro و با این اکستنشن FuxyTunes فایرفاکس تو آسمونا پرواز می کنم ! عجب چیزیه !

Written by raoros

آوریل 23, 2007 در 7:38 ب.ظ.

نوشته شده در من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: