مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

برم یا بمونم؟

leave a comment »

امروز گفتن چه مرگته؟

گفتم: مرگم اینه که زنجیر زیاد به دست و پام بسته شده.

می خوام اینهمه زنجیر رو پاره کنم … لباسامو پاره کنم … بزنم بیرون … میله هام دارن تنگ تر می شن … یه روز می یاین می بینین خفه شدما ! من از اونا نیستم که با هر کوفتی کنار بیاما !

ولی کو گوش شنوا؟

خودمان ماندیم و خودمان !

And I got all my Moro’s here !

گوش میدم به : Guantanamo از Outlandish

Written by raoros

آوریل 30, 2007 در 8:09 ب.ظ.

نوشته شده در من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: