مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for ژوئن 2007

:)

leave a comment »

تا بحال شده دفترهای خاطرات چند سال قبلت را باز کنی و بخونی و یا فقط می نویسی و با اونا زندگی تو آرشیو می کنی؟

تو دنیای جدید ما، گاهی خوندن آرشیو یک گفتگوی (چت) قدیمی هم می تونه همون حس و حال رو داشته باشه …

الان داشتم آرشیو یک گفتگوی دوستانه رو در یکسال قبل همین موقعا می خوندم …

دیگر هیچ توضیحی برای بقیه اش نمی مونه که : How I felt after reading that and ….

چیزها تغییر کرده اند … هیچ می دانی ؟

به چیزی هم گوش نمی دم و حالم متعادل و خوب است …. هوا هم بارانی است … شب بخیر

Written by raoros

ژوئن 28, 2007 at 9:03 ب.ظ.

نوشته شده در من

Your Paradise is not for me

leave a comment »

دارم به این آهنگ بالایی گوش می دم، یکی از اون ترانه های خاص Madonna است، خیلی نرم و دلنشین …

شرایط خاصی پیدا کردم، دور و برم همه چیز در حال تغییره، فکر میکنم این، اون دوره خاص سنی منه که باید تجربه اش کنم، شرایط کاری ام درحال تغییره، یکی دو تا از آدمای خاصی که قابل توجه بودن تو محل کارم، دارن می رن، خودم هیچ تعادلی ندارم، زندگی شخصی ام، زندگی کاری ام و تحصیلم همه در بحرانی ترین شرایطه … باید خیلی دقت کنم …

اصلاً گفتن اینها فایده هم نداره، شاید برای ثبت در تاریخ، و چه قدر هم مهمه، خوابم میاد، خمیازه می کشم، کار خاصی هم ندارم، امشب و فردا هم که می تونه برای خودش روز خیلی مهمی باشه …

گوش می دم به : Like a Virgin از Madonna

مثلاً من چقدر باید احمق باشم که در مورد موضوعات احمقانه ای مثل سهمیه بندی بنزین و اینا صحبت کنم، همین قدر که می شینیم برامون هر تصمیم احمقانه ای بگیرن به اندازه کافی حماقتمونو تثبیت می کنه ..

Fuck them all

Written by raoros

ژوئن 27, 2007 at 7:15 ب.ظ.

نوشته شده در من

Forbidden Access

leave a comment »

1. امروز راه که می رفتم فکر کردم برای چه دارم راه می روم؟ برای چه می دوم و عرق می ریزم؟ برای چه عطش دارم که ببینم … بشنوم … بچشم و بو کنم …

چون اگر این اتفاقها نیفتد مثلاً برایم خیلی تحملش سخت خواهد بود؟

سخت یعنی چه؟ یعنی تن و بدنم درد می گیره؟ یا مغزم یا کجام؟

سخت اینها نیست، سخت این است که من وقتی دارم یه کاری می کنم، مثلاً نقاشی می کنم، کتاب می خوانم، آهنگی گوش می دم و یا دارم به یک شرح طولانی در مورد کارم گوش می دم و یا حتی بدتر وقتی دارم از روی خط عابر پیاده رد می شم، سختم است .. مغزم اشغال است و نمی فهمم که ماشینها می خوان یواش یواش دیگه از روم رد شن.

سختم است چون ندیده ام و نشنیده ام و حس نکرده ام و نبوییده ام …

این یعنی سخت !

و این سختی تحملش به همین راحتی ها هم نیست .. کلی ترکش هم داره که به اطراف پراکنده می شه !

باید مواظب بود!

2. تو زیبایی، باهوشی، قدرتمندی، و مسیرت را تشخیص می دهی بدون اینکه آن را حتی یکبار قبل دیده باشی، رفتار مرا پیش بینی می کنی بدون اینکه چیزی از من دانسته باشی، می دانی اگر سراغ این کار بروی ، عاقبتش چه می شود و می دانی چه چیز برای چه چیزخوب است … و من برای همه اینها به تو حسودیم می شود ! در عین حال اینکه خیلی برایم مهمی ولی بگذار اعتراف کنم که بدجوری حسودیم می شود !

 

گوش می دهم به : Let it will be از Madonna از آلبوم Confessions on a dance floor.

زهرا

Written by raoros

ژوئن 23, 2007 at 2:43 ب.ظ.

نوشته شده در من

I am gonna kiss-some part of

leave a comment »

از دستشویی اومدم بیرون دستامو بشورم.

یهو یادم افتاد که هیچ سابقه نداره اینهمه وقت نباشه :-؟

بیشتر از یک هفته … تا حالا پیش نیومده … نه حرفی، نه حدیثی، نه خبری …

یادم اومد قرار بر خبری بود، اما خودم با زبان همچو مارم !!! خرابش کردم !

یهو اون خوره قدیمی خواست شروع کنه به جونم بیفته که یه زنگی بزنم، یه حرفی بزنم و خودمو تحقیر کنم …

که به خودم اومدم،

گفتم: زهرا، خیلی جدی، باید فراموش کنی 🙂

فراموش …

گوش می دم به : hollywood از Madonna

Written by raoros

ژوئن 15, 2007 at 5:38 ب.ظ.

نوشته شده در من

دخترک

leave a comment »

دخترک روی زمین خدا راه می رفت … زیر گنبدستان آبی.

از آن آبی ها که تا به حال ندیده ای.

دخترک کوه ها را می دید و یک جفت چشم سیاه …

روز بود و دشت بود و تکه ابرهای سفید …

با خود می گفت: تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت … من همه محو …

دخترک میوه ممنوع بود… نباید نگاهش می کرد … حرام بود … دخترک … دخترک …

***

دخترک هیچوقت آرزوی بدی برای کسی نکرده بود، اما چشم سیاه برایش راهی نگذاشته بود.

دخترک گفت: خودت را هم که بکشی، او هم که نخواهد … تو هم که نخواهی، نمی توانی چشم بپوشی که من قبل از تو بوده ام، من با شوهرت بوده ام، کنارش راه رفتم، کنارش نشستم، کنارش نفس کشیدم، غذا خوردم، خندیدم و حتی … گریستم …

من قبل از تو بوده ام، این داغی است که حتی اگر تو نادیده اش بگیری …او خود نمی تواند …

من قبل از تو بوده ام و هیچ پاک کنی نیست که اثر قدمهای مرا در کنار قدمهای او پاک کند …

19 خرداد 86

Written by raoros

ژوئن 9, 2007 at 2:12 ب.ظ.

نوشته شده در دیگران