مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

I am gonna kiss-some part of

leave a comment »

از دستشویی اومدم بیرون دستامو بشورم.

یهو یادم افتاد که هیچ سابقه نداره اینهمه وقت نباشه :-؟

بیشتر از یک هفته … تا حالا پیش نیومده … نه حرفی، نه حدیثی، نه خبری …

یادم اومد قرار بر خبری بود، اما خودم با زبان همچو مارم !!! خرابش کردم !

یهو اون خوره قدیمی خواست شروع کنه به جونم بیفته که یه زنگی بزنم، یه حرفی بزنم و خودمو تحقیر کنم …

که به خودم اومدم،

گفتم: زهرا، خیلی جدی، باید فراموش کنی🙂

فراموش …

گوش می دم به : hollywood از Madonna

Written by raoros

ژوئن 15, 2007 در 5:38 ب.ظ.

نوشته شده در من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: