مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

فقط نگاه می کنم

leave a comment »

روی پشت بوم نشسته بود، ترانه های عاشقانه track به track پشت هم می خوندن.

این یکی نه، آن یکی، دستاشو جلوی چشماش می گرفت، نه، سرش رو بین دستاش می گرفت … نه سرش رو بین زانوهاش می گرفت … نه، سرش رو، رو به آسمون آبی می گرفت، ستاره بود؟ خورشید بود؟ یا همه ی اینها بودن ؟ یا همه در حال گذر بودن؟

هر ترانه پشت سر آن یکی … یک غمی داشت، یک غم کوچک و بی اهمیت گذرا، از آن غمها که نه خنده به لبت میاره، نه اشک به چشمات …

یک غمی بود انقدر بی اهمیت که فقط همان غم بود و هیچ غم دیگری نداشت …

توی صندلی جلوی پراید نشسته بود، همان پراید های نوی بد بو، خسته بود و کوفته، از پنجره بیرون را نگاه می کرد، لبخند محوی حاکی از رضایتمندی روی لبهایش بود، آدما رو نگاه می کرد، توی ساعت شلوغی شب .. مثل مورچه از زمین می جوشیدند، بازو تو بازوی هم، خرید می کردند، بلند بلند می خندیدند … نگاهشان می کرد، انگار همه شان رو دوست داشت و با لذت نگاهشان می کرد، گویی در دلش مدام تکرار می کرد، زندگی چه زیباست، چه ساده است، چه کوچک و راحت و گذراست… اما یک چیزی در درونش می تپید …

مثل یک غم کوچک بی اهمیت ساده و گذرا که هیچ تأثیری بر هیچ نمی گذاشت …

گوشی موبایل را برمی دارد وشماره را که همیشه دم دست است می گیرد، می خندد، لذت می برد، در مورد مسائل مهم همیشگی اش حرف می زند، تیکه می پراند، به هیچ چیز فکر نمی کند، انگار همین لحظه است … انگار این که دارد باهاش حرف می زند یک دوست قدیمی صمیمی است که هرگز ….

اما گوشی را که قطع می کند، یک چیز تیز کوچولویی به قلبش ناخن می کشد، قلبش می سوزد … درد کوچک و ساده … درست مثل یک غم ساده و گذرا و بی اهمیت …

فکر که می کند، می بیند این اخیراً هیچ غمی نداشته است … زیبا و شاد شده بود، فقط یک چیز کوچک و بی اهمیت را از زندگیش حذف کرده بود …

دیگر عاشق نبود ….

به همین سادگی …

Written by raoros

ژوئیه 6, 2007 در 2:58 ب.ظ.

نوشته شده در من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: