مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

من

leave a comment »

گاهی نمی تونم این همه رو با هم هضم کنم، یعنی باید خیلی قدر قدرت شده باشم، که شنیدن این مدل حرفا، این مدل رفتارا، خم به ابروم نیاره، باید ظرفیتم 20 یا 30 برابر شده باشه…

اگر یکسال قبل بود، اینطور باهام رفتار می شد، جام می شد گوشه ی اتاق، توی بالش، حالا اشک بریز، تا ته دنیا …

مگه ساکت می شدم !

دارم به اون نقطه ای می رسم که وقتی «س» رو می دیدم، از برخورد و ظرفیتش شاخ در می اوردم! می گفتم مگه می شه انقدر شنید و ساکت موند ؟

حالا تو بگو، من می شنوم، خیلی ساده ! و باور نمی کنی که الان هیچ عین خیالم هم نیست که آن حرفهای خشک شکننده ات رو توی چشمهایم فرو کرده ای !

خودم هم باور نمی کنم، بعد از شنیدن آنهمه حرفای عجیب غریب تو، نشسته باشم و چند تصمیم هم گرفته باشم !

اول تصمیم گرفتم برم یه دوش بگیرم و بعد نماز بخونم.

بعد تصمیم گرفتم روی یکی از عکسهای تر و تمیزی که چند وقت قبل گرفته بودم کار کنم و ادیتشو تموم کنم.

بعد دیدم نه، بشینم پای دستگاه موسیقی تیتراژ سریال » ناوارو» رو دانلود کنم ! اول توی Emule رو گشتم، با نام Serge Perathoner ، نبود، بعدش اسم فارسی شو سرچ کردم و تونستم با همون کیفیت درپیتی با یه عالمه صدای هوا، دانلودش کنم، بعدش کردمش رینگ تون گوشیم !

هیچ عین خیالم نیست ! عصبانیم و می خوام خودمو کتک بزنم، چرا عین خیالم هم نیست؟ آن ظرفیت به قدر کاسه ماست خوری ام شده به اندازه ی دیگی با یک سنگ پای قزوین بغل دستش !

گوش می دهم به : Vegastar – 100eme Estage اصلاً هم نمیدونم چی چی می گه ؟ فرانسویه !

Written by raoros

ژوئیه 9, 2007 در 5:04 ب.ظ.

نوشته شده در من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: