مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

The Tiny World of Me

leave a comment »

خوب می شه گفت، امروز روز خاصی بوده، یک عده ای آمدند و همان عده هم رفتند.

من گشنه ام هم هست.

شرایط هم با مثلاً یک هفته قبل از زمین تا آسمان فرق داره.

چاق هم شده ام و خوب این هم مشکلی است.

و برق هم نداشتیم، اما می بینی؟ الان برق داریم و می فهمی برق عجب چیزی است، رو دربایستی که نداریم، بدون آن همه مون تعطیلیم.

و می بینی چه راحت می شه همه چیزو پنهان کرد؟

انگار نه انگار امروز اتفاقی افتاده باشد، یا کسی اشکی ریخته باشد یا کسی لبخندی زده باشد.

دوست داشتن، رابطه، سک.س. یعنی رابطه انقدر احمقانه و بی شکله؟

من چرا هیچوقت نتونستم اون تصور زیبا و لطیف خودم رو تو هیچ رابطه ای پیدا کنم؟

چرا انقدر همه چیز بی شکله !!!!

And my heart has always been

a

Lonely

Hunter

گوش می دم به صدای Madonna توی سیستم پخش صوتی نصب شده تو دلم !

Written by raoros

ژوئیه 31, 2007 در 8:45 ب.ظ.

نوشته شده در من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: