مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Satisfied

leave a comment »

فکر می کنم خوشبختی برای نوع من چیست؟

و اینهمه را انتظار نداشتم، نمی دانم دقیقاً چه شد؟ یا از کجا شروع شد؟ یا چه شد که ورق های ما برگشت؟

این همان محبتی است که من انتظارش را داشتم؟

که فعل دیگری به افعال هر روزه ام اضافه شود …

و نمی دانم که چرا قلبم از ترس نمی ایستد و چرا اینهمه شجاع شده ام؟

نمی ترسم که چه درباره ام می اندیشند؟

و خوشبختی مگر چیست غیر از این …

که دوستم داشته باشد همان که ثانیه ها را به انتظار محبتش شمرده ام و …

گوهرهای اشکم …

و باید از چه کسی تشکر کنم؟

And yet to learn of kindness

after so much unkindness. To understand that
a little girl with more courage than she knew,

would find that her prayers were answered.
Can that not be called happiness?

 

Memoirs of Geisha …

—————-
Now playing: 07 INTERVENTION-Madonna
via FoxyTunes

Written by raoros

اوت 3, 2007 در 11:54 ق.ظ.

نوشته شده در him, من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: