مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

86-06-03

leave a comment »

بله قبول دارم و هیچ هم حرفهای خودم رو نفی نمی کنم،

بله، گاهی اتفاقهای وصف ناپذیری در زندگی می افتد، که واقعاً نمی شود توصیفش رامکتوب کرد،

ولی دقت کنید! این اتفاقها فقط برای خود آدم می افتد و برای خود آدم هم می ماند، دیگران، معمولاً کورند یا کر اند یا خودشان را به این حالت می زنند،

بله دقت کنید، این اتفاقها فقط توی دل صاحب مرده خود آدم می افتد،

برای دیگران، شما نفر n ام هستید، و این یک اتفاق تکراری است که در هر رابطه ای رخ می دهد، نه، نه، احمق نشوید، خبری از ماندگاری یا احساسات قابل توجهی نیست، شما، شمایید و شما یکی هستید مانند بقیه،

شما حتی می توانید یک سگ باشید، حتی می شود با احساسات شما مثل سگ برخورد کرد،

شما چیز خاصی نیستید از نگاه دیگران، و خوب راهی هم نیست To change their mind ! …

شما می توانید یک مهمان فضول باشید، یا یک نفر که برای منافع آنها آمده یا یک …

شما هر جایگاه پست و احمقانه ای رو می تونید توی ذهن آنها به دست آورید، غیر از آنچه که شایسته ی آنید.

اما شما احمق نیستید، نباید با پتک توی سر شما زد که شما خودتان انتخاب کردید، شما پاک بودید، ذهنتان آلایش نداشت، شما باهوش هستید، شما دوست داشتنی هستید، مردان زیادی هستند که شما را می خواهند، شما …

ولی شما ساده اید،

شما روان اید،

اما حقیر نیستید …

شما عاشق عشقید …

شما … شما … شما تنها هستید.

شما باید به این وضع عادت کنید.

شما تنها هستید، کاملاً تنـــــــــــــــــها …

—————-
Now playing: Tarkan.Raoros.Zahra – Dudu
via FoxyTunes

Written by raoros

اوت 25, 2007 در 12:59 ب.ظ.

نوشته شده در him, من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: