مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

O Zahir

with 2 comments

پس بسیار مهم است که بگذاریم بعضی چیزها بروند،

رهایشان کنیم،

آزادشان کنیم.

انسان ها باید درک کنند که هیچ کس با کارت های علامت دار بازی نمی کند،

گاهی می بریم، گاهی هم می بازیم،

منتظر نباشید چیزی را به شما برگردانند،

منتظر نباشید قدر تلاشتان را بدانند، نبوغتان را کشف کنند،

عشقتان را درک کنند …

چرخه ها را ببندید. نه بخاطر غرور یا بی قابلیتی یا برتری جویی، بخاطر آنکه آن چیز دیگر در زندگی تان جای نمی گیرد.

در را ببندید، موسیقی را عوض کنید، خانه را تمیز کنید، غبارها را بتکانید.

دیگر آن کسی نباشید که بودید و کسی بشوید که هستید …

—————-
Now playing: tarkan – touch
via FoxyTunes

یک تکه از این ترانه بالایی می گه: Cuz everyone needs a touch …

بله everyone needs a touch ، این کاملاً درسته … اما ما حماقت می کنیم وقتی بخاطر اینکه  everyone needs a touch  گــه می زنیم به تمامی در و دیوار زندگی مان ….

Written by raoros

سپتامبر 2, 2007 در 6:15 ب.ظ.

نوشته شده در coelho, من

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. !…WOW
    نه بابا

    پسرکی ساده دل و تنها

    سپتامبر 12, 2007 at 12:18 ب.ظ.

  2. !…WOW

    پسرکی ساده دل و تنها

    سپتامبر 12, 2007 at 12:22 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: