مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

86-06-23

with 4 comments

عین دیوانه ها می شینم اینجا، چندین و چند بار لاگین می کنم و روی پست جدید کلیک می کنم و بدون اینکه چیزی بنویسم، صفحه رو می بندم.

این شده روش جدید کشتن وقت من !

هنوز تنهام، کسی این دور و بر نیست، نزدیکای ظهر، به عادت همیشگی، روانیم کرد … سعی کردم سکوت کنم، رفتم روی تخت و کتابم رو برداشتم و شروع کردم بخونم، بعضی کلمه ها رو ده باری می خوندم تا می تونستم ذهن بیمارم رو آزاد کنم و برم سر کلمه ی بعدی … چند صفحه و چندصفحه رو همینطور خوندم و به جایی رسیدم که سه چهار درصد حس کردم ذهنم آزادتر شده، و کتاب رو بستم.

حالا اینجام، نور آفتاب ظهر از میون اونهمه پرده سفید و توری تو اتاق می تابه، من روزه ام، خونه خیلی ساکته و دلم می خواست کسی بود که باهاش حرف بزنم، اینو واقعاً می گم، دلم می خواد کسی باشه که باهاش حرف بزنم …

چقدر نیاز دارم ….

Written by raoros

سپتامبر 14, 2007 در 9:32 ق.ظ.

نوشته شده در من, روزانه

4 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. نزدیکای ظهر، به عادت همیشگی، روانیم کرد … سعی کردم سکوت کنم،

    روانیم کرد
    روانیم کرد
    روانیم کرد

    کی روانیت کرده ؟ کیه که آزارت میده؟
    کی؟…

    پسرکی ساده دل و تنها

    سپتامبر 15, 2007 at 6:37 ب.ظ.

  2. کی روانیم کرد ؟
    واقعاً کی؟
    آیا این منم که وجود دارم یا اون …

    raoros

    سپتامبر 15, 2007 at 7:48 ب.ظ.

  3. مسلماً تو و فقط تو
    وقتیکه تو وقتی میگی تنهام ، من درک می کنم منظورت تنهایی درونته، البته که آدم های اطرافت کم نیستند ولی هیچکدوم …
    مثل یه زندانی، گرچه با چند نفر دیگه هم سلولیه

    منتهی عبارت «روانیم کرد» منو روانی می کنه که یعنی چی؟یه جور تناقض .. . .. .
    اصلاًبذار یه مثال برات بزنم؛یه باغبون که تو خونه اش گل مورد علاقه اش رو پرورش میده و اونو خیلی دوست داره، با این حال میره و از وقت رسیدن به گل اش میگذره و آفت های اون گل رو مطالعه می کنه،خوب تو بگو این یعنی که گل عزیزش براش اهمیت نداره؟.نه این کارو میکنه چون اون گله که براش مهمه

    مهمتر ازهمه ،
    دیگه این جمله رو به کار نبر.
    حتی اگه تمام آدم های روی زمین از احمقی مثل من گرفته تا نوح نبی هم تو رو نبینن،»تو وجود داری»

    پسرکی ساده دل و تنها

    سپتامبر 16, 2007 at 2:42 ق.ظ.

  4. مگه به شما خوش نمی‌گذره؟

    عماد

    سپتامبر 16, 2007 at 5:26 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: