مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

پته ریزان؟؟؟

with 8 comments

My chamber من رو به بازی دعوت کرده، منم که تازه از کلاس برگشتم، بازی خیلی بهم کیف می ده!

خودتو معرفی کن:

من زهرا هستم، البته از عنفوان جوانی در تار گسترده جهانی !!! به نام های raoros و Elmoro نیز شناخته می شده ام!

فصل و ماه مورد علاقه:

نمی دونم، فکر کنم بهار رو خیلی دوست داشته باشم، آخه من تو همه چی دمدمی ام، که این شامل فصل مورد علاقه ام هم هست، البته ماه مورد علاقه ام مسلماً دی ماه که توش بدنیا اومدم😀

رنگ:

همه ی رنگها خوبه، منتها من لباسام شانسی یا همش صورتی درمیاد یا آبی !قرمز یه دست رو هم دوست دارم.

بچه بودم تو تریپ نوجوونی، عاشق سیاه و زرد بودم.

غذای مورد علاقه:

اینو همه عالم می دونن، الویه !

موسیقی:

نتونستم یه سبک یا باند یا خواننده خاص رو برای مدت طولانی دوست داشته باشم،

البته غیر از Madonna و Outlandish ، که هنوزم خیلی دوستشون دارم و موسیقی های معروف دهه 80 و 90.

فارسی هم گوش نمی دم به اون صورت، بسیار به ندرت …

بزرگترین قولی که تا حالا دادی:

که مثل خیلی های دیگه تبدیل به یه سنگ سرد و بی تفاوت بشم، که متاسفانه نتونستم بشم ….

ناشیانه ترین کاری که انجام دادی:

در سنین طفولیت دو عدد میل بافتنی رو وارد پریز برق نمودم!

بهترین خاطره:

ندارم.

بدترین خاطره:

من یه آدم بی خاطره می باشم!

دوست داری کی‌رو ملاقات کنی:

خداییش هیشکی، هر کی رو دلم خواسته ملاقات کردم!

کی رو دعا می‌کنی:

مادرم و یکی از همکارام رو.

موقعیت شما در10 سال آینده:

شاید یه عکاس و طراح خوب!

  عکس: آقای زو می باشد، آقای زو رو که می شناسید؟ خودم وسط یه باغ گیرش انداختم!

 

منم باید دعوت کنم ؟ خوب من … وحید (شمع کوچک)  و مریم عزیزم رو دعوت می کنم. (اگر دوست دارند)

 

Written by raoros

اکتبر 20, 2007 در 3:18 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر, عکس

Tagged with , , , ,

8 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. عجب! شما این‌جا می‌گویی اگر دوست دارم شرکت کنم اما آن‌جا می‌گویی اگر نیایی کتک می‌خوری؟ بابا ایول.

    وحید

    اکتبر 20, 2007 at 4:14 ب.ظ.

  2. اون ناشیانه ترین کاره رو خیلی حال کردم😆😉

    محمد جعفر

    اکتبر 20, 2007 at 4:20 ب.ظ.

  3. چشم شرکت می‌کنیم!

    وحید

    اکتبر 20, 2007 at 4:40 ب.ظ.

  4. راستی یادم رفت نظرم را در مورد خود این نوشته‌ات بگویم: آن بزرگ‌ترین قولی که دادی خیلی لوس بود. D:

    raoros: لوسی از خودته وحید جان!!

    وحید

    اکتبر 20, 2007 at 4:41 ب.ظ.

  5. در سنین طفولیت با دیوید کاپرفیلد نسبتی نداشتی؟!!

    lukadium

    اکتبر 20, 2007 at 5:50 ب.ظ.

  6. چقدر رنگارنگی!

    mychamber

    اکتبر 20, 2007 at 7:36 ب.ظ.

  7. خوب یا شیییییییییییییییییییییییییییییییخ میگم توکه اون میلها رو فروکردی تویه پریز پس چه طوری زنده ای نکنه روحه شیییییییییییییییییییخ رائوسی ؟

    راستی من اسم شییییییییییییییییییییییییخو ازروت برنمیدارم ، میخوام ببینم چه کار میکنی مثلا !

    شیخ ، شیخ ، شیخ ، شیخخخخخخخخخخخخخ خخخخخخخخخخخ

    خخخخخخخخخخخخخخ

    مهدي مصطفايي

    اکتبر 21, 2007 at 9:41 ب.ظ.

  8. نشون میده که میل‌بافتنی‌ها سرشون عایق بوده

    Tram

    اکتبر 24, 2007 at 7:29 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: