مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

به مجنون گفتم زنده بمان

with one comment

روزگاری بوده است که آینه های پی در پی روزهای سرد زمین را در تابش خورشیدهای مکرر غرقه می کردند. اما چیزی نمی گذرد که آینه های یک به یک شکست می گیرند، و  یاد خورشید در خرده های آینه بر زمین می ماند. چیزی نمی گذرد که در نبود آینه ها، خورشید فراموش می شود و روی در خفا می کند. چیزی نمی گذرد که لاجرم تنها راه ما به خورشید از این پاره های آینه راست می شود.

پسرک بودم، چشنده عشقی کوچک که به مجنون گفتم: » زنده بمان.»

و این مجنون، مجنون، مجنون …نمی دانم چرا اسم این دو جزیره را گذاشته اند مجنون؟ شاید چون قربانگاه مردانی بوده است که جنگ باعث شد بشناسمشانو قربانگاه ابراهیم و حمید و مهدی، که اسم شان برای همیشه در قلبم با اسم مجنون به یادگار مانده است. پیشه شان عاشقی بود … مطمئنم، بروید از لیلی ابراهیم بپرسید…

مقدمه ای از :

کتاب : به مجنون گفتم زنده بمان – روایتهایی درباره شهید حمید باکری از چشم کسانی که او را دیده اند.

تالیف و گردآوری: فرهاد خضری – انتشارت روایت فتح

Written by raoros

نوامبر 29, 2007 در 4:54 ب.ظ.

نوشته شده در کتاب

Tagged with

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. هااا…!!!! چقدر روحانی بید😦 دیگر مجنونها رفته اند داداش!!!
    ای بابا!! خام راوروس!!! چرا وبلاگ شما برای من انقدر عجیب باز میشود…نمیدانم مشکل از رزولوشن میباشد یا از اکسپلورر داغانم؟ چون تمام نوشته ها به گوشه ای نامعلوم میخزند و گاهی اوقات شانسی معلوم میشوند و من مجبورم تند تند بخوانمشان!!! ولی این بقل چقدر باحال میباشد… درباره ی خانم راوروس!! در ضمن بیایید اون بالای پیجم رو ببینید چقد حقیرانه عکسش رو عوض کردم…آخر چیزی پیدا نکردم جایش بگذارم!!

    TauRus

    نوامبر 29, 2007 at 11:09 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: