مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

تعويذ ناگزير تداوم تو…

with one comment

 

تنها

اگر دمي

کوتاه آيم از تکرار اين پيش پا افتاده‌ترين سخن که

دوستت مي‌دارم

چون تنديسي بي ثبات بر پايه‌هاي ماسه

به خاک در مي‌غلتي

و پيش از آنکه لطمه‌ي درد درهمت شکند

به سکوت

مي‌پيوندي.

 

 

پس،

از تو چه خواهد ماند

چون من بگذرم؟

تعويذ ناگزير تداوم تو

تنها

تکرار دوستت دارم است.

 

با اين همه

بغضم اگر بترکد

نه

پر کاهي حتي بر آب بنخواهد رفت

مي‌دانم!

– شاملو

 

کسی این رو شنیده از گروه وست لایف؟

Is it all? Or are we just friends?

Is this how it ends with a simple telephone call

You leave me here with Nothing At All …

امروز خیلی دلگیر بود، انگار جمعه بود، دلمان عجیب گرفته بود! این شعر و ترانه بالایی را هم من مدتهاست ناخواسته تکرار می کنم، حالا خواستم این احساس شفاهی ام، تبدیل به احساس کتبی بشه ……. و فردا هم روز دیگری است!

Written by raoros

دسامبر 4, 2007 در 6:42 ب.ظ.

نوشته شده در من, روزانه, شعر

Tagged with ,

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. شعر زیبائی است انتخابتان زیبا است

    shamisalwati

    دسامبر 4, 2007 at 7:46 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: