مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

انفجار در جشن تولد

with 3 comments

قصدم بر این بود که برای مدتی ننویسم چون اوضاعم بسیار به هم ریخته است، ولی خوب امشب جایتان خالی که چه عرض کنم، والا خونشون کوچیک بود دیگه جا نداشت، ولی تولد دخترم بود، زهرا فسقلی، البته دختر خود خودم که نیست! به هر حال چون تنظیم نورم اشتباه بود، عکس اولی مثل انفجار شد و زهرا در هاله ای از نور معنویت فرو رفت، ولی عکس دوم اون فشفشه هاش رو ببینید چه خوشگله!

img_0596.jpg

img_0600.jpg

و از اونجاییکه من یه لپ تاپ همه چی تمام دارم، متوجه نمی شم که رنگ و نور عکس خوبه یا بده، این مونیتوره یه چی همینطور رو هوا نشون می ده! اگر رنگش بده بگید بهم!

Written by raoros

ژانویه 3, 2008 در 8:55 ب.ظ.

نوشته شده در روزانه

Tagged with , ,

3 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. سلام. عکسها خیلی خوب شده مخصوصا دومی که قیافه سرتاپا شیطنت اون زهرا کوچولو رو به خوبی به تصویر کشیده. انگار میخواد بگیره اون نورهایی که از فشفشه زدن بیرون رو به هم گره بزنه!

    محمدحسن

    ژانویه 3, 2008 at 9:54 ب.ظ.

  2. به نظر من عکسا خوب شده…وای چه تاجی سرش گذاشتین.خیلی با نمکه..الان قبل ناهاره منم دلم کیک خواست….حالا اینجا تولد تو هم بود؟

    raoros: نه مریمی، تولد من ده روز دیگه است

    maryamss

    ژانویه 5, 2008 at 9:08 ق.ظ.

  3. خیلی قشنگه، بچه ها واقعاً دنیای زیبایی دارند.
    خدا بهشون یک فرصتی بده که این همه جنگ رو در آینده نداشته باشند و همه چیز دنیا درست شده باشه.

    Endless Love

    فوریه 19, 2008 at 4:40 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: