مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

دایانا غریبه ای در دربار انگلیس

with 9 comments

شده در مقطعی از زندگیتان با زندگی شخص مشهوری آشنا شده باشید و درباره اش تحقیق کرده باشید و آن شخص دیگر برای همیشه یک گوشه از ذهن شما اتراق کند و همیشه هر چیزی راجع به او برایتان با اهمیت باشد؟

من هیچ کسی را چه در زندگی شخصی و چه در چنین مواردی نتوانسته ام به مدت خیلی طولانی در ذهن نگه دارم، هیچ کس به جز دایانا.

اولین بار در سن 16 سالگی یعنی کمتر از دو سال بعد از مرگ دایانا فرانسیس اسپنسر، همسر سابق پرنس چارلز، کتابی راجع بهش خوندم که جریان فکری من رو تا حدودی تغییر داد. بعدها به دلیل علاقه زیادی که به دایانا پیدا کردم (و با تمام حاشیه های زندگیش، واقعاً هم زنی دوست داشتنی است) مطالعات زیادی درباره اش داشتم که تا هنوز هم ادامه داشته.

 

280px-diana_princess_of_wales.jpg

چندی پیش در یکی از خبرهای بی بی سی خواندم که تحقیقات جدیدی درباره علت مرگ دایانا آغاز شده و همین باعث شد که درباره اش بنویسم.

اینکه بخواهم اینجا زندگی نامه بنویسم یا یک دو جین عکس بگذارم، فایده ندارد، چون زندگی نامه در ویکی پدیا پیدا می شود و عکس هم که فراوان است. راستش این نوشته بیشتر برای ادای یک دین به ذهن خودم است و برای دایانا که هیچگاه پرنسس دلخواه الیزابت نبود، پرنسس دربار نبود و آنطور که مردم می گفتند پرنسس قلبهای مردم بریتانیا بود و به واقع هم ثابت کرده بود و محبوبیتش هنوز که هنوز است پا برجاست و کسانی هستند که همیشه دلشان می خواسته دایانا را ببینند (یکی اش خود من) و آنهم نه بخاطر اینکه او فرد مشهوری بود که بیگناه کشته شد، بخاطر سیرت انسانی که در زندگی اش داشت و بخاطر مردمی بودنش، بخاطر اینکه هیچوقت با سنت زندگی درباری کنار نیامد، ولی در عین حال زیبایی و شکوه یک ملکه را داشت.

این چیزهایی که گفتم برای من عینی و واقعی بود چرا که در تمام زندگیم ادمهای مشهور و مطرح انقدر برایم مهم نبوده که بخواهم درباره شان فکر کنم، و دایانا تنها کسی بود که ارزش این فکر را داشت.

اگر شما به این موضوع علاقمند باشید، من خواندن کتاب «دایانا غریبه ای در دربار انگلیس» نوشته » اندرو مورتن» ترجمه ی «سیاوش فولادفر» انتشارات «کویر» را پیشنهاد می کنم. دو تکه از متن کتاب را برایتان می گذارم:

 

charles_diana_wedding.jpg

«دایانا در روز عروسی اش آنچنان افکار آشفته ای داشت که هرگز در زندگیش تجربه نکرده بود. در ماه عسل دایانا عکس هایی از کامیلا را که از لای سررسیدنامه ی چارلز بیرون افتاد دید. چند وقت بعد چارلز با دکمه سردست هایی که روی آنها حرف C حک شده بود سر میز شام حاضر شد. چارلز پذیرفت که این دکمه ها هدیه ای از جانب زنی بوده است که وی او را قبلاً دوست داشته اما دیگر او را از دست داده است. ازدواج آنها با این آغاز دروغین، فراز و نشیب های فراوان داشت. تا اینکه دیگر آنها به جایی رسیده بودند که تقریبا با یکدیگر حرف نمی زدند. فشار روحی زندگی درباری و ازدواج دایانا باعث بروز بیماری روحی خطرناکی به نام «بولیمیا نروسا» شد که آشفتگی و بی نظمی در غذا خوردن او به وجود آورد. گاه دایانا به دلیل تنهایی تا آستانه نا امیدی کشیده می شد و دست به خودکشی می زد. بعضی از این خودکشی ها جدی نبودند اما برخی بسیار خطرناک بودند. دایانا از اغلب دوران زندگی درباری خود با عنوان «روزگار سیاه» یاد می کرد.

——

نیمه شب شبی از ماه سپتامبر سال 1997 «دایانا فرانسیس اسپنسر» همسر سابق چارلز ولیعهد انگلیس همراه با مردی به نام «عماد فایز» میلیاردر معروف مصری که گفته می شود قصد ازدواج با او را داشت، بر اثر تصادف اتومبیل کشته شد. در این حادثه «عماد فایز» و راننده اتومبیل در دم جان سپردند.

 

نکات قابل توجه:

1. این کتاب قبل از مرگ دایانا و در زمان حیات او نوشته شده پس قابلیت استدلال بیشتری دارد.

2. دایانا گرچه از چارلز جدا شد و دیگر «royalty» نبود، ولی تا زمان مرگ مادر پادشاه آینده یعنی هری نامیده می شد و ملکه مادر بریتانیا هم اگر با مرد عربی که احتمالا مسلمان هم بوده ازدواج می کرد، خودش باید اسماً مسلمان می شد و این برای دربار انگلیس فاجعه ای محسوب می شد.

3. دیدن فیلم زیبای «ملکه» The Queen محصول سال 2006 رو که برنده اسکار شده به شما توصیه می کنم. فیلم به ماجرایی درونی از کشمکش ها و تنش هایی که گریبان ملکه الیزابت دوم را بعد از مرگ دایانا دربر می گیرد و او را متوجه مقام دایانا در قلبهای مردم می کند می پردازد، اینکه در ابتدا حتی حاضر نشد برای مرگ او پرچم سیاهی برافرازد یا به مردم تسلیت بگوید یا مجلس سوگواری ترتیب دهد.

Diana Princess of Wales in Wikipedia

—————-

 

بی ربط: مجدداً اوبونتو نصب نمودم و در این زمینه پیشرفت های شایان توجهی کسب نموده ام! دو نقطه پی خیلی حجیم!

 

 

princess-diana-hairstyle.jpg

Written by raoros

فوریه 3, 2008 در 9:25 ب.ظ.

نوشته شده در تاریخ

Tagged with , , , , , ,

9 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. منم از دیانا خیلی خوشم میاد.به نظر من خیلی هم زیبا بوده و کاملا حیف شد وقتی با پرنس چالز ازدواج کرد.کتاب رو نخوندم ولی دیگه گفتی حتما میرم میگیرمش.آبجیم هم فیلمه پرنسس دایانا رو دیده بود(ظاهرا یه فیلم هم ساختن براش) و خیلی تعریف می کرد….همیشه برای من هم عجیبه که بعد از این همه مدت بعد از مرگش اینقدر نزد مردم محبوبه و بهش احترام می ذارن

    maryamss

    فوریه 4, 2008 at 5:00 ق.ظ.

  2. خدا بیامرزتش . راستیتش من نمیشناختمش کتاب خونم که نیستم ولی اطلاعات خوبی بود برا این که به اطلاعاتم اضافه شه …

    محمد کشوری

    فوریه 4, 2008 at 5:13 ق.ظ.

  3. بر عکس به نظر من اصلا زیبا نیست. در جهان ملکه های بسیار زیبا تری هم وجود دارن که این مرحومه منوره به گرد پاشون هم نمی رسه (ثریای خودمون، رانیای اردن، خود ملکه الیزابت و…)
    در ثانی شایعات خیلی زیاد هستن و خودت هم حتما شنیدی که حرف مفت مالیات نداره.به نظرت یه عضو درجه دو جدا شده از خاندان پادشاهی چه قدر می تونه ارزش داشته باشه که بخوان بکشنش؟ تو ایران با این همه تعصب روی اسلام و بنیان خونواده، مگه شاه ثریا رو که چپ و راست با خارجی های نامسلمون می پرید کشت، یا خواهرش فاطمه پهلوی رو که بدون اجازه اش با یه هیپی آمریکایی ازدواج کرد؟
    در ضمن متوجه یه نکته هم نشدم؛ اگه کتاب پیش از مرگ دایانا نوشته شده، چه طوری ماجرای مرگش رو توضیح داده؟

    پلنگ صورتی

    فوریه 4, 2008 at 2:59 ب.ظ.

  4. تو دوسش داری
    و این تنها چیزیه که اهمیت داره.

    پسرک

    فوریه 5, 2008 at 10:46 ب.ظ.

  5. منم همیشه این ملکه زیبا رو دوست داشتم . چهره خیلی جالبی داره و یک جور صداقت در چهرش مشخصه .
    یادش گرامی

    macromediax

    فوریه 6, 2008 at 11:53 ق.ظ.

  6. نظز شخصیم اینه همیشه خانوما نمی تونند در مورد زیبایی همجنس های خود،تشخیص درستی دهند.
    مردان هم همینطور.
    موفق تر از همیشه باشی

    gajamoo

    فوریه 7, 2008 at 7:17 ب.ظ.

  7. من صحنه تصادف رو قبلا دیدم.عجیب بود.آخر نفهمیدم اون ماشینه یه هو از کجا پیداش شد و این فیلم از کجا اومده بود (شاید دوربین جاده بوده باید دوباره ببینمش).

    بی ربط (:D): به نظر می رسه قبلا بوده و پاکش کردی.امیدوارم این دفعه موندگار بشه. 🙂

    raoros: اره اون بی ربطه بیشتر از یکسال و نیمه پیش رو پی سی بود ولی پی سی منفجر شد و اوبونتو به باد فنا رفت؛ به هر حال من خواهان موندگاریشم 😉

    پدرام

    فوریه 7, 2008 at 10:15 ب.ظ.

  8. من هم ازش خوشم میاد خیلی هم خوشگله چشتونم درآد.

    من

    ژوئیه 13, 2009 at 6:57 ق.ظ.

  9. سلام.من چیز زیادی از اون نمی دونم ولی دوس دارم بدونم. ازش یه افسانه ساختید برای خودتون درسته تا اونجایی که من شنیدم آدم آزاده ای بوده ولی نه اینقدر که اینهمه بهش پرداخته بشه .چیزای خیلی مهمتر هست که ما اول باید اونا رو یاد بگیریم وانتشار بدیم.این نظر منه.

    سمانه

    ژوئیه 17, 2009 at 8:08 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: