مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

این حال من بی توست،بغض غزلی بی لب…

with 5 comments

 

im_gonna_keep_my_babe_by_raoros.jpg

 

I

I was three feet from the floor,

من سه فوت بالاتر از زمین بودم

gasping for air,

نفس نفس می زدم

trying to release my father’s hands from my throat.

سعی می کردم دستهای پدرم را از گلویم باز کنم

I looked into his eyes and wondered

در چشمهای او نگاه کردم و شگفت زده شدم

if my feet would ever touch the floor again.

آیا باز هم پاهای من زمین را لمس خواهد کرد؟

Have you ever been hit so hard that it sends your body flying across the room?

آیا تا بحال ضربه ای خورده اید که بدن شما را در اطراف اتاق به پرواز دربیاورد؟

We all fall to the floor at some point.

ما همگی بالاخره در نقطه ای به زمین خواهیم خورد.

It’s how you pick yourself up, that’s the real challenge. Isn’t it?

این به خودتان بستگی دارد که چطور از جا برخیزید، مبارزه واقعی همینست. اینطور نیست؟

I’ve always lived in my own world.

من همیشه در دنیای خودم زندگی کرده ام

And I dance to escape my troubles.

و من برای این می رقصم تا از مشکلاتم فرار کنم.

I’ve learned that there’s light even in the darkest places.

من آموخته ام که حتی در تاریک ترین جاها نیز، نوری هست.

I can’t blame my father for anything.

من نمی توانم پدرم را برای چیزی مقصر بدانم.

You can’t rely on other people to make you happy.

شما نمی توانید روی دیگران تکیه کنید تا شما را شاد کنند.

But I know deep down inside, he loved me.

اما من می دانم او جایی در ته قلبش، مرا دوست داشت.

 

II

There was a time I suffered so much I wanted to get it out of me.

زمانی بود که من رنج بسیاری می کشیدم و می خواستم از آن خلاص شوم.

I would cut my arms, not to kill myself.

می خواستم دستهایم را قطع کنم که خودکشی نکنم.

I don’t want to die.

من نمی خواهم بمیرم.

I know I am lucky to be on this earth.

من می دانم که خوش اقبال هستم که در این دنیا زندگی می کنم

I did it so the physical pain could calm the pain that was eating me inside.

من رنج می کشیدم تا مگر درد فیزیکی ام، دردی را که داشت مرا از درون می خورد، تسکین دهد

Nothing was erased.

هیچ چیزی پاک نشد (بهبود پیدا نکرد)

I leave with my past tucked away deep inside of me.

من گذشته ام را چون طنابی که در درون من گره خورده باشد (جمع شده باشد)، رها کرده بودم

It comes out as an explosion and… it invades me.

اما آن مانند انفجاری از من بیرون آمد و به من حمله کرد

I believe we are messengers on Earth.

من اعتقاد دارم که ما پیامبرانی بر روی زمین هستیم.

I believe in angels.

من به فرشته ها اعتقاد دارم

I am blessed by God to tell myself I suffered that much to become who I am today.

من این نعمت را از خدا دارم که به خود بگویم اینهمه رنج بردم تا کسی بشوم که امروز هستم.

 

 

 

* تصویر: مدونا در حال اجرای ترانه ی اروتیکا در تور اعترافات – لندن- اسکرین کپچر از ویدئو- ادیت و طراحی: من

* متن: بخشی از اجراهای بازیگران در تور

* بهانه پست کردن این متن که خیلی وقت قبل ترجمه کردم، ترانه زخم زبون محسن چاووشی بود که یک بنده خدایی😛 داد. من هم گوش کنم، ما که حالمون خراب بود، خرابتر شد!

Written by raoros

مارس 6, 2008 در 9:59 ب.ظ.

نوشته شده در music

Tagged with , , , ,

5 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. از عکس که خبری نیست! یعنی فیل شده!!!

    amin

    مارس 6, 2008 at 11:23 ب.ظ.

  2. خیلی با آهنگه حال کردم !
    مخصوصا که تو فیلم سنتوری ام بود شبیهش ، یه حس عجیبی میده !

    بهنام

    مارس 9, 2008 at 7:31 ق.ظ.

  3. بابا تو خیلی کارت درسته…

    mychamber

    مارس 9, 2008 at 7:38 ق.ظ.

  4. این آهنگشم خیلی خوبه : http://www.mediafire.com/?ozjfychmj12

    بهنام

    مارس 9, 2008 at 8:10 ق.ظ.

  5. این آهنگشم خیلی خوبه : http://www.mediafire.com/?ozjfychmj12

    بهنام

    مارس 9, 2008 at 8:12 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: