مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

این تصاویر شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟

with 7 comments

حتماً شما هم مثل من کارتون های بی نظیر و کوتاه کمپانی انیمشین پیکسار را دیده اید و شاید بعضی هایش از جمله کارتون » برای پرندگان» را بیش از 10 بار تماشا کرده باشید. امروز نمی دانم کجا بودم که شباهتی بین این کارتون و یک چیز دیگر را کشف کردم.

حالت خاله زنک/عمو مردک وار، گاهی محترمانه و گاهی خصمانه، پشت سر دیگری قصه بافتن، ادا در آوردن، درگوشی حرف زدنهای کلونی وار و در آخر «ضایع شدن» گنجشک ها، من را یاد یک محیط سابقاً دوستانه انداخت که اوایل، روزهای خوشی را در آن گذرانده بودم.

گرچه جزو اولین ایرانیهای این اتاقک کوچک بودم و میتوان گفت حتی دوستش هم داشتم، ولی خوب دنیا همین هست دیگه!

این تصاویر را ببینید و قضاوت کنید. حتی اگر خواننده ای غریبه باشید و هیچی از جملات بالا را درک نکنید!

غیبت کردن با چشمهایی که در جهت بدجنسی کج و کوله شده است.

دو نفر وسط مد نظر هستند. :))

شنیدی که فلانی آره و اینا #@$%@%؟!!!

پ.ن: لینک دانلود تورنت مجموعه کارتون ها (تورنت)

Written by raoros

ژوئیه 15, 2008 در 10:06 ب.ظ.

7 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. سلام
    حالت چشمهاشون خیلی قشنگ طراحی شده( این همونی نیست که یک پرنده بزرگ میاد میشینه رو سیم؟ )
    این تصویر منو یاد اولین روزهایی که با دوستم، دوست شده بودم و بچه های دانشگاه میندازه😀

    عمو هوشنگ

    ژوئیه 16, 2008 at 3:24 ق.ظ.

  2. جالبه … خیلی خیلی جالبه …

    مصطفی

    ژوئیه 16, 2008 at 4:57 ق.ظ.

  3. :))) انیمیشن محبوب من ، پیکسار عزیز …

    بهنام

    ژوئیه 16, 2008 at 6:33 ق.ظ.

  4. :)) جواب واضح و مبرهن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد :دی

    mohsen

    ژوئیه 16, 2008 at 7:30 ق.ظ.

  5. آخی زهرا جان ما همه مون دلمون برات تنگ شده:(
    من مطمئنم خیلیا حس منو دارن
    من هر وقت فیداتو میبینم که آپدیت شده (اخیرا بیشتر خبرای مربوط به مدونا هست) یهو دلم هواتو می کنه

    امیدوارم هر جا که هستی خوش باشی چون راهیه که خودت انتخاب کردی و مطمئنم که راضی هستی
    با آرزوی موفقیت های بیشتر برای تو دوست گل و خوش قلبم :-*

    raoros: مرسی زهرا جان. امیدوارم که واقعاً خوش قلب باشم!

    زهرا

    ژوئیه 16, 2008 at 8:41 ق.ظ.

  6. سلام
    متنی که نوشتی املای خیلی عجیب و پیچیده ای داشت. چند بار خوندمش ولی متوجه نشدم.
    .
    ولی اگر منظورت این بود که این ها من رو یاد چی میندازه حقیقتش یاد همکلاسیهای خودمون می افتم تو ساعت استراحت تو حیاط دانشگاه. عکس دوم کاراکتر سمت راست هم دقیقا خودمم!

    raoros: جدا تو هم این شکلی هستی؟! من فکر کردم فقط خودم یه همچین قیافه ای دارم =)))))

    M.H

    ژوئیه 16, 2008 at 9:30 ق.ظ.

  7. من یاد دوستانی افتادم که با سلام و خنده وارد جمعی شدن ولی با اخم و ناراحتی و تهمت زدن به دیگران از اون جمع رفتن در حالیکه چیزی که بدست آوردن خیلی بیشتر از چیزهایی بود که به خاطر اون جمع از دست دادن .ولی به هر حال دنیا همینه.
    خوش باشی

    raoros: احتمالش هم هست اون دوستان بعد از خارج شدن از جمع یه چیزایی رو دیده باشن که حالت تهوع بهشون دست داده باشه و از اینکه از اونجا خارج شدن حتی خوشحال هم باشن.

    amin

    ژوئیه 16, 2008 at 7:53 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: