مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

اولین عریضه ای که نوشتم!

with 6 comments

من دعا میکنم این یکی از آخرین پستهای من در این وبلاگ باشد و در روزهای آتی به مکان جدیدم نقل مکان کنم، شما هم دعا کنید.

نیمه شعبان که گذشت، برای آنهایی که دلی با دلبرشان، مهدی موعود (عج) دارند، این عید مبارک و آنهایی که ندارند هم به ما چه؟

قرار نبود چیزی بنویسم، منتها با دیدن این پست از سایت زمین آن لاین، با عنوان» نیمه شعبان، آقای زمان، چاه جمکران» به یاد یکی از شبهای زیبایی که در مسجد جمکران گذراندم افتادم.

سالنامه هه

پارسال که من مقادیری آدم حسابی تر بودم، جور شد و با یک جمع دخترانه 4 نفری به مسجد جمکران رفتیم و من به دلایلی که برایم روشن نشد، در طول زیارت ترجیح دادم تنها باشم و البته یادم هست که اوضاع روحی خوبی نداشتم، نیمه شب گوشه ای از مسجد نزدیک به محراب نشسته بودم و در سالنامه ای که همراهم بود می نوشتم، بعد دو خانم سیه چرده با زبان عجیب که نمیدانم اهل کجای ایران بودند، آمدند کنارم و چون دیدند دارم می نویسم با التماس از من خواستند که برایشان عریضه ای برای انداختن به چاه عریضه بنویسم. من که تابحال عریضه ننوشته بود، یک برگ از سالنامه را کندم و در حالتی دست و پا گم کرده، شروع کردم به نوشتن چیزهایی که یکی از زنها می گفت. لهجه شان به سختی قابل فهم بود.

وقتی بعد دیدن آن دو زن، اسپیچ لس شدم!

وقتی داشت از مشکلات و بیماری فرزندانش برای من میگفت، انگار دقیقاً گیرنده نامه را می شناخت و به وجودش و کارساز بودنش ایمان داشت. وقتی اسم یکی از بچه ها را جا می انداخت، آن یکی زن با جدیت به یادش می آورد که فلانی را یادت رفته، از بیماری و باز شدن بخت و پیدا کردن کار و خیلی چیزهای دیگر گفت و من نوشتم. زن دیگر که نمیدانم خواهرش بود یا چه، خواست برای او در کاغذ جداگانه ای بنویسم و نوشتم.بعد هم برای من کلی دعا کردند و رفتند.

این شاید یکی از عجیب ترین چیزهایی بود که در زندگی ام دیدم، برای من که با اقوام ایرانی آشنایی زیادی ندارم، دیدن این صحنه با اینهمه استحکام در عقیده جذابیت زیادی داشت!

یک عکس نمی دونم چند درجه محصول خودم

می خواهم بگویم چیزه ! نمی دونم!

پ.ن: اصولاً من مدتهاست اهمیتی نمیدم به توهین بلاگرها به خدا و پیامبران و اینا، به نظرم اونا نظرات خودشونو دارن و کاریش هم نمی شه کرد و تا زمانی که نظر کسی مستقیم با من و زندگیم درگیر نشده باشه کاری به کارشون ندارم، ولی دیشب همینطور خیلی ساده بدون هیچ تئوری فکر کردم که چطور کسی میتونه فکر کنه دین، یک مقوله آسمانی نیست، چه ایدئولوژی دیگری در تاریخ یافت می شه که انقدر ظریف به جزییات زندگی انسان پرداخته باشه؟ چه موجودی در دنیا یافت می شه که اینهمه به زوایای زندگی انسان آشنا باشه؟ چطور می شه وجود لایزال خدا رو انکار کرد و اصولاً چطور بعضی مغزها قادر به تشخیص تفاوت دین اسلام و فاصله بسیار بسیار زیادش با حکومت فعلی ایران نیستند و مدادم این دو تا رو با هم قاطی می کنند و چوب دولت رو بر سر اسلام می کوبن؟

هان؟!؟!؟

Written by raoros

اوت 17, 2008 در 10:03 ب.ظ.

نوشته شده در اسلام

Tagged with , , ,

6 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. 😐

    —-
    raoros: ای بابا !

    mychamber

    اوت 17, 2008 at 10:50 ب.ظ.

  2. واسم عجيبه که چطور می شه که يک نفر بتونه اينقدر مطمئن از دین صحبت کنه. البته کسانی که سواد درست و حسابی ندارند و زندگیشون خلاصه می شه به «خور و خواب و خشم و شهوت» ایرادی بهشون وارد نیست. چون توان فکری شون بیشتر از این نیست؛ چه اون دسته شون که از دین دفاع می کنند و چه اون دسته شون که از بی دینی دفاع می کنند. ولی از شما واسم عجیب بود.

    اگر درست باشه که این طور که شما از اسلام دفاع می کنین ازش دفاع کرد، پس چرا این همه دین متفاوت وجود داره؟ چرا این همه اسلام متفاوت وجود داره؟ می خوام بگم که به نظر من یه حقیقت وجود نداره. حقیقت به شکل های مختلف می تونه خودشو نشون بده. یادتونه اون قصه مولوی رو که یه سری آدم توی تاریکی می خواستن ببینن فیل چیه. فقط اونی تونست که رفت و از کسی که اونجا نگهبانی می داد و توی روشنایی فیل رو دیده بود ازش درباره فیل پرسید. ولی کدوم ما می تونیم ادعا کنیم که به یه همچین منبع حقیقتی متصلیم؟ من که نمی تونم و تا اون جایی که من می بینم افراد متفاوتی هم که ادعا می کنن به این منبع وصلن حرفای متفاوت و گاه (به نظر من) متناقضی می زنند.

    در آخر اینکه به نظر من دین اصلی عقله. یعنی آدم باید هر چیزی رو با دلیل قبول کنه و با دلیل هم ردش کنه. البته، ممکنه که بگین عقل ناقصه که به نظر من هم درسته. ولی تا وقتی ابزاری بهتر از عقل در اختیار ندارم، به همون بسنده می کنم. حرف دیگران رو می شنوم، دلایلشون رو گوش می دم و اون چیزی رو که به نظرم درست تر می آد انتخاب می کنم.


    raoros: منظور کلاً ادیانی هست که ادیان اسمانی محسوب می شه، خوبه که گفتم توی متن، به هر حال اون شیوه شماست، من شیوه شما رو نمی پذیرم. 🙂 من هیچ منافاتی بین تحصیل کرده بودن و دیندار بودن نمی بینم، گرچه من خیلی هم ادم دینداری نیستم، چطور می شه کسی یک محصول بزرگ تکنولوژی امروز رو می بینه و در حیرت سازنده و علم سازنده اون دهنش وا می مونه و هیچ وقت به پیچیده ترین خلقت های دنیا توجه نمی کنه و از خودش نمی پرسه چه کسی اینها رو پدید اورده؟

    Shahab

    اوت 17, 2008 at 10:51 ب.ظ.

  3. منزل نو کجا هست؟ مبارکه ان شالله
    مهم این نیست که بعضی ها اهانت می کنن مهم به نظر من اینه که خیلی از مردم ایران به این مسایل اعتقاد دارند. با شدت ها مختلف. اگر کسی فکر می کنه که مردم اشتباه می کنن باید سعی کنه با منطق و دلیل اونها رو از اشتباه در بیاره و نه با توهین.
    البته در مسایل دینی مرز بین نقد و توهین خیلی مبهمه و بیشتر اوقات باعث دردسر میشه


    raoros: سلام، منزل نو رو خبر میدم ایشالا. در مورد باقی متن، بله حق با شماست، والا در طول اینهمه مدت بلاگ خوانی ندیدم کسی بخواد برای اثبات سکولار از یه زبون نرم و منطقی و درست حسابی استفاده کنه! اگرم چیزی بوده متون و کتابهای خارجی بوده، مثل همیشه منطق ما ایرانی رو موش تعصب خورده، حتی وقتی میخوایم سکولاریسم رو ثابت کنیم. 😀

    کمال

    اوت 18, 2008 at 5:47 ق.ظ.

  4. اول:
    پیش ارباب خرد شرح مکن مشکل عشق سخن خاص مگو محفل عام است اینجا
    دوم:
    سلام. زیاد قراره حرف بزنم :دی
    سوم:
    خوب به نظر من اگر بشه از یه چیز با اطمینان دفاع کرد و تردید نداشت ، اون چیز دینه. البته فقط دین اسلام.چون بقیه ی دین ها به اعتراف علمای خود اون دین دچار تحریف شدن.
    چهارم:
    اما در مورد مسجد جمکران. باید دل آدم قشنگ باشه تا از جاهای قشنگ لذت ببره.
    این عریضه نویسی هم فکر نمی کنم از جانب علما تایید شده باشه. بررسی نکردم ولی به نظرم کار درستی نیست. ولی در هر حال این رفتارهای دینِ عوام هست و دین خیلی از ما هم دین عوامانه هست و با تحقیق بدست نیومده و از روی ایمان نیست و دچار خرافات میشه. مثلا همین آقایی (فکر کنم آقاهه) که گفته چطور از دین با اطمینان دفاع می کنی ، باید دید که دین از نظر اون چیه و اصلا این دینش رو از کجا آورده؟ خوب بعضی از ما دینمون رو از مادربزرگ هامون یاد گرفتیم وبه همین دلیل برامون قدیمی و مسخره به نظر میاد و البته نسبی. که اگر از روی بررسی وتحقیق بین مرام های موجود در دنیا ، نهایتا به اسلام برسیم می بینیم که اصلا اون خصوصیات رو نداره و کاملا قابل دفاعه. چقد حرف زدم! مثلا شناخت حق رو مثال زده این آقاهه. خوب حق یکی است. واحده. اما ما آدم های ناقص فقط موفق به شناخت قسمتی از اون می شیم و این دلیل نیست بر این که بگیم آقا فیله یکی نیست و ده تاس! درسته؟ ما ناقصیم.
    پنجم:
    من برام خیلی سخته که توهین به اسلام رو ببینم و هیچی نگم.البته دل آدم می سوزه برا توهین کننده. بعضی ها هم مریضن دیگه. خدا گمراهشون کرده از دست ما کاری برنمیاد.
    اما در مورد دولت و حکومت و رفتار اسلامی. البته که ما هنوز موفق به ایجاد جامعه ی اسلامی نشدیم. اولین کسی که این رو گفت خود امام خمینی بودند. مشکلات داریم و کمبود ها و اشتباه ها. اما با این حال اغلب رفتارهای دولت کنونی و کلا حکومت از نطر من (که برا شما مهم نیست) قابل دفاعه :دی
    ششم:
    قشنگ بود

    —-
    raoros: ممنون :دی

    اسماعیل.م.پ

    اوت 18, 2008 at 10:52 ق.ظ.

  5. من حرفی برای گفتن ندارم ..فقط .. می خوام بیا از طریق وبلاگ من یه سر به وبلاگ پردیس جون (فکر کنم بشناسیش ) با تیتر خدامهدی رو فعلا پایین نفرست بزنید ..
    همین

    medad

    اوت 18, 2008 at 11:14 ق.ظ.

  6. نیچه: خدا مرد ! چگونه انسان خدا آفرید ! باز هم مهم نیست اینا از کیه و چیه مهم اینکه مسائل متافیزیک و کارکردهای دهنی انسانها در حوزه خصوصی خوب و به جاست اما در مضحکه ای به نام مسجد جمکران و موجود موهمی به نام امام زمان ! که مسیری شده برای چاپیدن انسانها و برخوردهای بین مذاهب و تخدیر ذهن انسانها نسبت به مسئله (قدرت ایجاد با تکیه بر دانش و عقل و منطق) من مخالفم تا پایان راه هم هر جا بتونم اعتراض می کنم بیچاره بکت ند سال قبل (در انتظار گودو) رو نوشت ما هنوز هم منتظریم عیبی ندارد. منتظر بمانید در خود بمانید.

    p

    اوت 27, 2008 at 10:03 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: