مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for the ‘ایران’ Category

به بهانه انتخابات و یک سری مسایل دیگه

with 4 comments

عاقبت زنجير ما را چون كلاف‌

 بافت محكم اين عمو زنجيرباف‌

بافت محكم اين عمو زنجيرباف‌

 بعد از آن افكند پشت كوه قاف‌

 

 برّه‌ها! فكري براي خود كنيد  

چون شبان و گرگ كردند ائتلاف‌ 

اينك اين ماييم نعشی نیمه جان 

كركسان گرد سر ما در طواف‌

 

 ما ضعيفان تا چه مُرداري كنيم‌ 

پهلوانان را كه اينجا رفت ناف‌ 

آن يكي صد فخر دارد بر كلاه‌ 

گرچه بي شلوار شد روز مصاف‌

 

 آن يكي ديگر به آواز بلند  

حرف حق را گفت اما در لحاف‌ 

آن يكي ديگر به صد مردانگي‌ 

مي‌كند تا صبح‌ عین و شین و قاف ‌

 

 آن دگر مانده است تا روشن شود  

فرق آب مطلق و آب مضاف‌ 

كارگاه آسمان تعطيل باد  

تا كه برگردد جناب از اعتكاف‌

 

 الغرض مثل برنج تازه‌ دم‌ 

در چلو صاف كسان گشتيم صاف‌ 

جهد مردان عمل كاري نكرد  

مرحبا بر همّت مردان لاف‌

 

 

محمد كاظم كاظمي

 

یادمه اینو پارسال تابستون تو 360 گذاشته بودم، الان خیلی به مناسبت می خوره، مخصوصاً من که ته سواتِ سیاسیم 😀

 

Written by raoros

مارس 12, 2008 at 10:40 ق.ظ.

نوشته شده در ایران

Tagged with

از عشق و دیگر شیاطین

with 6 comments

 koche-y.jpg
When you want it the most there’s no easy way out
When you’re ready to go and your heart’s left in doubt
Don’t give up on your faith
Love comes to those who believe it
And that’s the way it is!!
When you question me for a simple answer
I don’t know what to say, no
But it’s plain to see, if we stick together
You’re gonna find the way, yeah
So don’t surrender coz› you can win
In this thing called love.
When life is empty with no tomorrow
And loneliness starts to call
Baby don’t worry, forget your sorrow
‹Cause love’s gonna conquer it all, ALL!
Celine Dion – That’s the way it is. 

سلام،

خوب این ولنتاین و اینها هم رد شد و من چیزی ننوشتم چون انگیزه ی ولنتاین گونه (!!) نداشتم خیلی زیاد، ولی به دلیل اینکه من نه غرب زده ام و نه شرق زده، چون به دنبال یک مناسبتی می گشتم که خودم رو بچسبونم بهش و این شعر بالایی رو بنویسم، خوب چه بهتر که به روز عشق باستانی همین مملکت بچسبم.

پس این روز رو (اگه تبریک گفتنیه) تبریک می گم، ایشالا خوش و خرم و عشقولانه زندگی کنید.

این شعر و کلیپ فوق العاده اش رو که احتمالاً دیدید، یکی از معدود آثار سلن دیون هست که من دوست دارم و واقعاً اگر تصویریش رو ببینید که دیگه متحول می شید!

توی یک جا یک تکه اش رو نوشته بودم و یک نفر جواب داده بود که عشق دروغه و یک نفر هم گفته بود که بهش اعتقاد نداره و من جواب داده بودم که بله قبول دارم و Love is an illusion

حقیقتش به این حرف خودم اعتقاد ندارم، به نظرم یک همچون چیزی به نام عشق هست و از نظر من که به اندازه ی سر سوزنی وارد دنیای هنر شدم، عشق پایه ی خلق یک اثر هنری هست و اینکه این عشق از کجاست باید در درون خودمون جستجوش کنیم. عشق مثل هنر یک امر روحانی هست و نمی تونیم انکارش کنیم.

حالا عشق بین زن و مرد تمثال و نمادی از تمام عشقهاست و بسیار هم مقدسه.

نکته 1: اگر کسی تو زندگیتون هست که دوستش دارید و اونهم دوستتون داره و با هم خوشید 😀 :-» 😉  که خیلی عالیه و این ترانه به افتخار شماست.

نکته 2: اگر هم کسی هست که شما دوستش دارید و اون از شما حالش به هم می خوره، از من که از شما N سال بزرگترم پند بگیرید و ولش کنید بره راحت و آسوده زندگی کنه که نفرینش نگیره شما رو!

خوب دیگه صبح شد!

خدافظ

 

پ.ن: عکس بالا محل ماست، بله ما بچه پایین شهریم 😛 بعدش چون من این شعر نمادین کوچه رو که دیگه زهرا کوچولوی ما هم حفظه گذاشتم، شما فکر نکنید که حسش غمگین و فراق و اینهاست. من فضای عکس رو گرم کردم که شما اصل مطلب رو بگیرید. 😀

 پ.ن: موضوع نوشته همینجوری است، عمدی درکار نبوده! به یاد کتاب بسیار زیبای:«از عشق و دیگر شیاطین» اثر گابریل گارسیا مارکز دوست داشتنی، که کتابش از نوستالژی های بزرگ دوران نوجوانیمه.

 

 

twolovers.jpg

Written by raoros

فوریه 17, 2008 at 10:33 ب.ظ.

نوشته شده در ایران

Tagged with , , , , , , , ,

سکه آقای کبیر

with one comment

از اونجا که چند روز دیگه تولد زهرا کوچولوئه و اگه نمی دونید زهرا کوچولو چه شخصیت مهمیه، اینجا رو مشاهده کنید و حقیقتش اینه که من و زهرا در یک ماه متولد شدیم و البته اینو نگفتم که بگم چند روز دیگه تولدمه، ولی به هر صورت فامیلهای اونورکیه زهرا فسقلی، دیروز رو که روز عید غدیر بود براش تولد گرفته بودند، چون زهرا فسقلی سیده هم هست و اینا…

حالا بگذریم، فقط خواستم بگم که دیدم یکی از فامیلاشون بهش یه سکه کادو داده و اگه گفتید سکه هه عکس کی روش بود؟ نه، اشتباه می کنید، من درست می گم، بله درسته، عکس یکی از این آقایان کبیر، اگر اشتباه نکنم، کورش کبیر بود، نه داریوش کبیر نبود، بله همان کورش کبیر بود، خیلی شیک اسمش این پادشاه زیرش با حروف فارسی به خط نستعلیق حک شده بود و سکه هم ضرب بانک مرکزی بود و اگر شما از این خبر اطلاع داشتید و من نداشتم مشکل من نیست!

خلاصه اینکه این اقدامی بوده شاید در جهت تولد این آقا در روز هفتم آبان که بعضی از بلاگر ها وبلاگشون رو در این جهت منفجر کردند.

برید سکه هه رو بخرید و حالش رو ببرید!

متاسفانه نتونستم مطلبی در این خصوص در سایتهای دیگه پیدا کنم و همینطور نتونستم عکسی هم ازش بیابم، ولی به جون خودم با همین دو تا چشمام دیدمش!

پی نوشت: از اونجاییکه من متاسفانه نتوانستم خیلی به مقوله کورش و داریوش و اینا علاقه مند بشم، ولی داداش بزرگم در حد خفنی به اینها علاقه منده، وقتی یه ایمیل در این خصوص از ایشون به دستم رسید، کلی تعجب نمودم، شما هم برید بخونید، در واقعی مطلبی در باره کورش بزرگ در یک وبلاگه، روی متن کلیک بنمایید:

واقعیت این است که ما دربارۀ کودکی کورش بزرگ جز روایت های آمیخته به
افسانه چیزی نداریم. شگفت انگیز است که داستان کشته شدن کورش هم در هاله
ای از ابهام غوته می خورد. و همۀ این ها تقریبا فقط از هرودت است که
بسیاری دروغگویش می پندارند!
ما تا قرن نوزدهم 24 قرن صبر کردیم تا کر پورتر مغربی بیاید و آرامگاه
کورش بزرگ را برایمان بیابد و سوگند یاد کند که این آرامگاه ربطی به مادر
سلیمان ندارد…
کمی دست و پایمان را جمع کنیم!…

Written by raoros

دسامبر 30, 2007 at 8:57 ب.ظ.

نوشته شده در نقل قول, ایران, تاریخ

Tagged with , ,