مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for the ‘روزانه’ Category

To N.Gardensky

with 2 comments

هیچ قصد نداشتم دوباره بنویسم،

اما این یک پست تقدیمی و شخصی است به نیکولای عزیز.

در واقع برای کسی است از جنس خودم، می دونید خیلی سخت می تونید کسی رو پیدا کنید که از جنس شما باشه، خیلی وقتها آدمهایی که توی یه خانواده بزرگ می شن هر کدوم به یه سمت و سو می رن و از شباهت های اولیه شون خارج می شن .

من و نیکولای، مثل هر خواهر و برادر دیگه ای، به راه زندگی خودمون رفتیم ولی من هیچوقت این جنس تشابه که بین ماست رو نتونستم نادیده بگیرم.

به نیکولای بخاطر همفکری و هم سرشتی اش با من ….

در واقع این عکس رو چند وقت قبل توی وبلاگ گذاشته بودم تا اینکه امروز کامنت برادرم رو زیرش دیدم و چون تنها کسی بود که بین همه، معنای تصویر رو فهمید، عکس رو به همراه کامنتش می ذارم.

Nice job!
Interpretation:
It’s the circle of the life. The life itself and the death. The gray hand is Death. The other hand is the life. They’re circling around on and on (Sth like Yin & Yong).

PS:
I donno what the hell that feather is doin› on there!

PS:
Butterflies annoy me. They don’t let me see the sun. (Imagine I’m the sunflower!)

یکبار هم برام نوشته بود:

ساكن سیاره ی رنج،

رنج كشیدن به تو شتاب میدهد. محنت بیشتر شتاب بیشتر كوله بار دردها انسان را سنگین نمیكند بلكه سبكبال تر خواهی بود و در پایان چنان شتاب میگیری كه از جاذبه ی سیاره ات میگریزی و …

 

kisses and hugs for him

Written by raoros

اکتبر 30, 2007 at 9:42 ق.ظ.

نوشته شده در من, روزانه, عکس

Tagged with , ,

ای بابا!

with 6 comments

آدم ندونه اسم مطلبش رو چی می خواد بذاره باید چکار کنه؟

1. مثلاً من می خوام چند تا چیز بی ربط بنویسم، اسم مطلبم چی می شه؟ حالا مثلاً اسمشو انتخاب می کنم متفرقه، می خوام لینک مستقیمش لاتین باشه که چرت و پرت درنیاد! بعد می خوام متفرقه رو به انگلیسی بنویسم، باورتون می شه چند ساله من هنوز دیکته لغت miscellaneous رو نتونستم یاد بگیرم؟؟ خیلی سخته، اینهمه هم ادعا دارم، البته نیکولای گاردنسکی (داداشمه) هم نمی تونه خوب اسپل کنه اینو، خوب حالا به این بهانه یه لینک هم از نیکولای گاردنسکی براتون می ذارم، نیکولای قبل ترها هنرمند خفنی بوده، یعنی هنرمندی کلاً تو خون ماست، می دونید؟!!:D :)) =)) البته الان هنرش رنگ باخته، دارم سعی می کنم یه مقدار روح هنر در کالبدش بدمم! این نیکولای ه! یکی از عجایب چندگانه ی دنیاست: http://u-click.deviantart.com !!

2.آهان، می خواستم راجع به یه چیزی بنویسم، شما اصولاً Office کار هستید؟ منظورم همین Word , .. ایناست، خوب اگر هستید، آیا با نرم افزار Microsoft Office One Note آشنایی دارید؟ چی؟ ندارید؟ وا! نصف عمرتون برفناست.

نیاز به توضیحات خاصی نداره، فقط یه چند تا اسکرین شات رو براتون لینک می ذارم، ببینیدشون.

اینجا رو ببینید ……….. اینجا رو هم ببینید ………. اینم هست ببینید.

One Note یک دفترچه کوچک همراه شماست که می رود می نشیند اون پایین سیستم و هر وقت صدایش بزنید میاد، به حالت یک اسلاید یا یک برگه از دفترچه، هر چی بخواید می شه توش بنویسید، و مهمترین نکته اینه که نیاز به ذخیره کردن اطلاعات دستکاری شده نیست و چیزی ازش نمی پره و قابل بک آپ گیری هست و حتی می شه توش آهنگ و عکس گذاشت یا نقاشی کشید (برای مثال می تونید یه کروکی سریع، یا یه یادداشت دست نویس با استفاده از ماوس ایجاد کنید)

دفترچه ی آماده و بسیار دم دستی برای کپی پیست کردن اطلاعاتی که همیشه می خوایم داشته باشیم، شماره تلفن ها، آدرس ها و …. این محصول به نظر شخص من، یک شاهکار از طرف مایکروسافت و واقعاً دوست داشتنی و به دردبخوره! من هم با نسخه 2003 کار کردم و هم این جدیده که روی ویستا نصب کردم، خیلی خوشگل، کاربردی، و دوست داشتنیه، حتماً استفاده کنید اگر نمی شناسیدش!

3. فقط اینو بگم و برم، دیدید مثلاً می ریم یه سایت شبکه ای ثبت نام کنیم، یه چیزی می گه تو مایه های اینکه Marital Status تونو مشخص کنید؟ بعضی جاها امکان اینو داره که خودتم یه چیزی اضافه کنی زیر گزینه ها، یه جا اون قدیما دیدم یکی جلوی همین وضعیت تاهل نوشته بود:

Single But Not Looking, God Damn It !!!!!!

نمی دونم چرا یاد این افتادم به خدا! =))

شب بخیر!

Written by raoros

اکتبر 29, 2007 at 8:53 ب.ظ.

نوشته شده در من, اینترنت, روزانه

Tagged with , , , ,

back to basics

with 2 comments

من الان مثلاً باید تبدیل به باد هوا شده باشم، آدمی که فقط بلده بگه «خداحافظ» خیلی زود تبدیل به باد هوا می شه، ولی متاسفانه من بصورت تدریجی دچار این مسئله می شم، پس تا دفعه ی بعدی که بگم» خداحافظ»، سلام!

رفتنم مستدل بود، (که البته من تو جمع وردپرسی ها عددی نیستم)، برگشتنم بی دلیله !

اصلاً همه ی اینا چه اهمیتی داره؟ …

خواستم پست قبلی رو پاک کنم، دلم نیومد!

* امشب دو تا عکس تو موبایلم جا خوش کرده بود، هوس کردم بذارمشون اینجا.

1. این عکس رو اوایل مهر، تو یه پارکی گرفتم، هیچ فکری هم در موردش نکردم، اما یه نفر یه فکری کرد، من جمله ی اونو در توضیح عکس می نویسم، نوشته بود:

آقا/خانم H، امیدوارم این خانم/آقای X ات، همیشه به حالت X و مجهول بمونه، X موندنش خیلی قشنگتره تا …

اصولاً، X حرف زشتی نیست؟ هست؟

2. این عکس خیلی چرته نه؟ برای من اصلاً هم چرت نیست! عکس مال امروز بعدازظهره، این دگمه هه و گله خیلی به هم مربوط ان، یعنی کلی خاطره توشونه، مخصوصاً دگمه هه … گله و دگمه هه ! آخــــی!

همین!

تا بعد

راستی به مناسبت برگشتنم، به وبلاگم یه هدیه می دم ، این آواز پایانی کارتون Batman and the mystery of Batwoman هه، که خیلی شاد و ریتمیکه، حتی برای خودش یه Dance Guide ویدئویی هم داره که خیلی جالبه. من این آهنگ رو با خون دل و به صورت قطره ای از ایمیول دانلود کردم!

Download the song: Betcha neva by Cherie

* (Betcha neva means: I bet you never)

** اسم پست، بی ربطه، اسم یکی از آلبومهای چیزه، کریستینا آگوییلرا، اسمش همینه دیگه؟ فقط به دلیل کلمه ی Back انتخاب شده.

Written by raoros

اکتبر 23, 2007 at 8:42 ب.ظ.

نوشته شده در download, music, من, روزانه, عکس

Tagged with , , ,

متفرقه جات

with 13 comments

*- دلم برای اون روزهای طلایی که همینجور emule عزیزم شبانه روز آن لاین بود و فیلم پشت فیلم و فول آلبوم بود که به هارد دیسک عزیزم سرازیر می شد، تنگ شده، واقعاً بعضی ها چشم ندارن خوشبختی آدمو ببینن!

*- امروز تو کلاس طراحی، استادم کاغذو گذاشته بود رو تخته وایت برد، در نتیجه من مدادشو یه مقدار برعکس می دیدم، مدادش 6B بود، من با سواد خوندمش شش ِ ب !

بعد رفتم مغازه می گم آقا مداد شش ِ ب دارید؟ آقاهه نگاه می کنه می گه: ب شش؟ بله داریم!

من کاملا به رنگ قرمز و یا شاید هم قهوه ای دراومدم! وای چقدر ضایع بود!

*- طراحی چیز عجیبیه، نگاه آدم رو به دور و برش، عوض می کنه، حتی زیباتر می کنه، می تونی زیبایی رو حتی تو خیابون های کج و معوج تهران هم ببینی …

*- داشتم به دستهای استادم نگاه می کردم، استاد جعفری … دستاش یه جوری بودن، انگار می شد این 40 و اندی سال زحمت و تجربه رو توی دستاش دید … دلم می خواست دوربینم پیشم بود که از دستاش عکس بگیرم، یکی از زیباترین دستایی بود که دیده بودم، دستی که فقط به راه دل قلم زده … این روزا کمتر از این دستا می شه دید.

عکاس: خودم
—————-
Now playing: Madonna – 06 – Nobodys Perfect.mp3
via FoxyTunes

Written by raoros

اکتبر 18, 2007 at 2:28 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر, روزانه, عکس

Tagged with , ,

اسنورکک شاخ چروکیده و باقی قضایا!

with 7 comments

الف)آدم می تواند وقتی خواست به کسی فحش بدهد، بگوید تو یک اسنورکک شاخ چروکیده ای، احمق!

اینطوری هم طرف را در یک بیخبری عظیم ناشی از ناآگاهی معنی این کلمه گذاشته ایم، هم دلمان خالی شده !

اهل فن می دانند که اسنور کک شاخ چروکیده یا همان (Crumple Horned Snorcack) چه اهمیت فوق العاده ای دارد، ولی چون اهل فن تعدادشان کم است، من توضیحاتی رو که از راهنمای ماگل ها برای موجودات شگفت انگیز ترجمه کرده ام، برای بقیه می گذارم. (نقطه)

اسنورکک شاخ چروکیده:

این یک موجود اسکاندیناویایی است که لونا لاوگود و پدرش قصد داشتند در سفری به سوئد مشاهده اش کنند. متاسفانه، احتمالاً سفر تعطیلات آنها برای مشاهده ی اسنورکک شاخ چروکیده به هدر رفته، چون شک قوی وجود دارد که آیا اصلاً همچون مخلوقی وجود دارد یا نه؟ احتمال دارد که این جزو همان حیواناتی است که فقط لونا و زینوفیلیوس لاوگود به وجودش اعتقاد دارند و نه هیچکس دیگری.

این تئوری با توجه به این حقیقت که شاخی که در اتاق نشیمن زیبنوفیلیوس با اعتقاد به شاخ یک اسنورکک بودن، به نمایش گذاشته شده، در واقع شاخ یک ایرومپنت است، قوی تر می شود. و شاهد این مدعا اینکه شاخ مذکور به همراه نصف خانه منفجر شد، زمانی که زینوفیلیوس تصادفی یک افسون گیج کننده به آن شلیک کرد.

با این حال، می توانیم با توجه به توصیف لونا کمی در موردش ظاهرش بحث کنیم، به گفته او، اسنورکک دارای گوشهای لاغر و کوچک، کمی شبیه کرگدن با این تفاوت که ارغوانی رنگ و پشمالوست و …

  • با توجه به اینکه این وبلاگ شخصی است من می خواهم به یک نفر در این جا فحش بدهم، شما می توانید پاراگراف بعدی را با چشم پوشی از این قسمت، مطالعه بفرمایید. { تو یک اسنورکک شاخ چروکیده ای، احمق جان! }

ب)امروز بعد از اینکه این سریال ابلیسانه ی چیز، آهان، اغما، تمام شد، من با خودم فکر کردم ما می تونستیم در رتبه بندی خلقت خدا، فرشته خلق بشیم، بعدش، غصه پول و شغل و عشق و اینا رو نداشتیم، و همینطور از صبح برای خدا کار می کردیم، و خورد و خوراکمان هم به راه بود و پیر هم نمی شدیم، و بی خیالی دنیا رو طی می کردیم.

داداشم در نقد این پیشنهاد گفت که در اون صورت، قدرت انتخاب رو از دست می دادیم، و من در جواب داداشم گفتم، حالا مثلا تو این مملکت من با اینهمه قدرت انتخابم چه گلی به سر خودم زدم مثلا؟؟؟؟؟

پ)باقی قضایا:

  • 6 تا 9 آبان امسال نمایشگاهه Ele-Comp هستش، اگر نمی دونستین بدونین. در ضمن در محل دائمی نمایشگاه و ایناست.
  • این آهنگهای جدید رو آپلود کردم، اگر اهل موسیقی درست حسابی هستید، می تونید دانلود کنید. 🙂
  • یک موسیقی کلام دار!!! به زبان یونانی و فوق العاده زیبا به نام  Jivaeri اثر Yanni
  • Bang Bang با صدای Nancy Sinatra (ترانه ی فیلم به یادماندنی Kill Bill)
  • یک ترانه بی نظیر از گروه Secret Garden که در دایرکتوری قبلی من بیشترین تعداد دانلود رو داشت، به نام Sleep Song (این یکی رو حتماً گوش کنید چون از همه این بالایی ها قشنگ تره!!!)

شب خوش.

Written by raoros

اکتبر 13, 2007 at 8:43 ب.ظ.

نوشته شده در download, music, من, روزانه

Tagged with , ,

لذتهای کوچک من

with 13 comments

بعد از سالها، هنوز برایم شیرین است، باز کردن یک جعبه مداد رنگی 24 رنگ، با قوطی ایستاده، که ایندفعه خودم به خودم جایزه اش دادم !

مبارکت باشد زهرا خانم

:-* >:D<

پ.ن: چه دنیایی زیباتر است از دنیای رنگها؟ 🙂



عکاس: خودم  😀 

Written by raoros

سپتامبر 29, 2007 at 1:18 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر, روزانه, عکس

Tagged with , ,

نقطه سر خط…

with 2 comments

1- روز آخر بود، فکر می کردم خداحافظی از اینهمه آدم سخت باشه، ولی انگار نه انگار سه سال هر روز چشم تو چشم هم بودیم، یا شاید من سنگ شدم …!

اما انقدر راحت بیرون زدم که خودم هم باورم نمی شه، غیر از یک نفر، دیگه کی بود که براش مهم باشه وقتی من بیرون می زنم، چه بلایی سرم میاد!

2- سر کلاس که بودم، برای من پیغام فرستاده: زهرا تولدت مبارک … خداییش انگار دوباره زاده شدم، انگار گفتم: نقطه سر خط …

انگار دارم می افتم توی مسیر اصلی» هر کسی کو دور ماند از اصل خویش … باز جوید روزگار وصل خویش

3- ساعت دوازده تا دو بیکار بودیم، اکثریت بچه ها زدن بیرون، اما یکی از پسرها که مونده بود، یه فیلم گذاشت ببینیم: هفت سال در تبت … فیلم قشنگی بود، اما دقیقا سر قسمت آخر فیلم، استاد رسید و نفهمیدم آخر چه بلایی سر براد پیت اومد!

4- توی اتوبوس، با نفر 56 ام کنکور انسانی امسال همسفر شدم که حقوق شهید بهشتی قبول شده بود، دخترک انقدر ناامید و بی تفاوت به اطراف بود که من کلی غصه ام گرفت، کلی براش حرف زدم و از مصائب !!! خودم براش گفتم، ولی فکر کنم این یه دوره است که باید حتماً طی بشه تا آدما بفهمن و قدر زندگی رو بدونن !

*** امروز چقدر با آدمای موفق دیدار کردم!!: استاد خواص مواد امروز هم نفر پنجم کنکور هنر امسال بود و خداییش خوب رشته سینما قبول شده بود، خودش یه پا فیلم بود!

 

5. تقدیم به ایمان عزیز :

زندگی زیباست ای زیبا پسند …. زیبه اندیشان به زیبایی رسند

انقدر زیباست این بی بازگشت … کز برایش می توان از جان گذشت

پ.ن1: من جرات این را پیدا کردم که بگویم: نقطه سر خط ….. کاش تو هم یکبار.. 😐
پ.ن2: فردا روز دیگری است … مگر نه؟

—————-
Now playing: {MADONNA} – 10 – THE POWER OF GOOD BYE.mp
via FoxyTunes

Written by raoros

سپتامبر 26, 2007 at 6:07 ب.ظ.