مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for the ‘سرگرمی’ Category

ما و توییتر

with 13 comments

قبل ترها یک دوست صمیمی غیرایرانی داشتم که چون با هم انگلیسی چت می کردیم، یک جهش غیرقابل تصور در زبان انگلیسی من ایجاد کرد. این دوست من خیلی مبادی آداب بود. یک بار که من غیرعمد کلید caps lock ام روشن شده بود، بی توجه شروع کردم به ادامه صحبتهام و یک سری جمله نوشتم که دیدم اعصابش بهم ریخت که چرا با حروف بزرگ تایپ کردی و این نشونه بی ادبی و اهانت تو به منه و انقدر شاکی شد که من جدا ترسیدم و عذرخواهی کردم!

حالا این شده آویزه گوش من، هیچوقت از حروف بزرگ در چت استفاده نمی کنم و اگر کسی اینکارو بکنه، باور کنید حس می کنم داره سرم فریاد می کشه! این حس خیلی عجیبه ولی به شدت ناراحت می شم از اینکار!

حالا اگه کسی از دوستان چتی من خواست سرم داد بزنه یا خورده حسابی با من داره می تونه از طریق داد زدن با حروف بزرگ جبران کنه، چون من خیلی حالم گرفته می شه!

 

کلاً این قضیه یک بهانه ای بود برای توییتر. از زمان ورود من به توییتر، با گذشت زمان میزان چت کردنم به طرز قابل ملاحظه ای کم شده، و این یعنی استفاده بهتر از زمان نت گردی!

توییتر رو خیلی قبل، از وبلاگ دکتر مزیدی پیدا کردم، مال اون دوران که دکتر از قالب کوبریک استفاده می کرد (عهد تیرکمون). و جالبه اگه بگم، تنها سرویس اجتماعی وب 2 بود که باهاش کنار اومدم. و بر خلاف خیلی ها که عقیده دارن توییتر «خاله زنک بازی» است، به نظر من خیلی هم سرویس دوست داشتنی و خوبیه.

یکسری فواید شخصی که به نظر من اومده:

1- برای آدمهایی مثه من که دچار مشکل تغییر آب و هوای دایمی هستن و تا یه چیزی می شه تندی میان تو بلاگشون می نویسن و خودشونو رسوای عالم می کنن، خوبه و جلوی اینکارو می گیره به شدت!

2ایده اصلی اش جالبه: در حال حاضر چکار می کنین؟ خیلی جالبه که می شه آدم این چیزا رو ثبت کنه و از اون جالبتر ببینید بقیه چه کارهایی رو دوست دارن و انجام می دن!

3دوستای خوب و یک محیط سالم برای گفتگو: گرچه اخیراً خیلی ها از ما شاکین که توییتر رو چت روم کردیم، ولی به نظر من مشکلی نداره، جلوی حرفهای اضافی و نا لازمی (!!!) که تو چت گفته می شه رو می گیره! تازه ما کلی به حل مشکلات هم کمک می کنیم و از اخبار جدید هم خبردار می شیم. (جدی می گم)

4- یک امکان دوست داشتنی و اون اینکه به چه آهنگی گوش می کنیم؟ بر خلاف دوستای عزیز لینکین پارکی، من دایره موسیقی ام بسیار گسترده است و خیلی از اینکه اعلام می کنم چی گوش می دم لذت می برم! (شوخی کردم، افراد مذکور عصبانی نشن)

5به اشتراک گذاشتن سایتهای خوب و به درد بخوری که به این راحتی ممکنه در دسترس نباشن.

6– خوب، این پست تقدیم می شود به دوست داشتنی ترین های توییتر: خانمها : مریم (1)،باران مریم (2)، زهرا آقایان: پیمان، پدرام، امین، افشین، مازوکس، فواد، روزبه،، محمد، نیما ، مهران، حضرت میخ.……. دکتر مزیدی. اینها فعال ترین های توییتر در لیست من بودن و البته بقیه دوستان که اسمشون نیومده هم گاهی توییت می کنن!

نکته: اینکه من نمی دونم چرا تعداد خانمها کم هست، بانوانی که در لیست من موجودند بسیار کم فعالیتند به غیر از دو مریم موجود! البته شاید هم ما زیادی بیکاریم هان؟😛

شما هم به جمع دوستانه ما بپیوندید!

7– ما در نوروز 87 هم هستیم و از بهار زیبا می نویسیم. شما هم عضو بشید. (:

 

 

elmorolovestittwe.png

 

 

Written by raoros

مارس 13, 2008 at 9:46 ب.ظ.

نوشته شده در سرگرمی

Tagged with ,

کتابهایی که نشد که بشه!

with 15 comments

منم که منتظرم یکی بگه بیا بازی و این مریم گلی با مرام هم در این پست منو دعوت کرده به برشمردن (!!) کتابهای نخونده ام، و خوب من یه مقدار رجزخوانی می کنم در این قسمت و اون اینکه ما کلاً خیلی خانواده فرهنگی هستیم و هیچی که تو زندگیمون نخریم، کتاب می خریم و صد البته می خونیم و من تا قبل از 20 سالگی هیچ کتابی رو عمراً نخونده زمین نذاشتم، اما بعد از وارد شدن به دهه 20 مشغله زندگی و خرج و اینا باعث می شد بعضی کتابا رو زیر سیبیلی رد کنم و آنها بدین شرح می باشند.

1- دکتر فاوست اثر گوته : که حسرتش به دلم موند چون هر کاری کردم نتونستم تا آخر بخونم.

2- نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه: این از اونا بود که دیگه چاپ نمی شد و من از یه کتاب فروشی بسیار قدیمی نزدیک توپخونه خریدمش.

3- تاریخ هنر اثر ارنست گامبریچ: که البته در دست مطالعه است (!!) ولی خوب الان 8 ماهه که در این دست به سر میبره و با اینکه حالت رفرنس داره ولی من عزم کردم بخونمش.

4- من او اثر رضا امیرخانی: این یکی واقعاً خیلی آدم ضایعی ام که نتونستم تمومش کنم، ولی شما بخرید و حتماً بخونید منم قول می دم تمومش کنم.

5- سانتا ماریا اثر سید مهدی شجاعی

6- هبوط اثر دکتر علی شریعتی

7- آدم اول اثر آلبر کامو

نکته ای که در این قسمت خطاب به مریمی عرض می کنم اینه که من از اون دسته ام که صدسال تنهایی رو با عشق تمام به صورت 3 بار از اول تا آخر خوندم و پیشنهاد می کنم تو هم بخون. 😛

این بود شرح ماوقع من.

حالا من این بلاگر ها رو دعوت می کنم به بازی :

مای چمبر – نا آرام فتو-آرت و یه دوست هنرمند جدید به نام عرفان.

 

:^)

Written by raoros

ژانویه 27, 2008 at 1:05 ب.ظ.

نوشته شده در سرگرمی

Tagged with , ,

آرزوهای یک زهرای آرزومند

with 5 comments

    می بینم که مریمی دعوتم کرده به بازی! منم که همینجور هی پست های گیکی اخیر بلاگرها رو می خوندم و حسرت به دل منتظر بودم یکی دعوتم کنه، که امشب (با مقداری تاخیر) فهمیدم که مریم بله و اینا!

    خوب،

  1. من یه دوربین خفن از اون canon ها که نشونشون کردم می خوام، با یه فضای استودیویی باز با تمام امکانات، همچنین محیط طبیعی و دشت و دمن و اینا + یه صف از مدل های خانم و آقای خوشگل و خوش قد و بالا جهت به ثبت رساندن افکار تلنبار شده این چند ساله ام، این مساله ی مدل واقعاً برام معضل شده!
  2. من دلم می خواد همین فردا برم مصر، کسی هم نپرسه چرا، اگرم برم عمراً دیگه برگردم! خدافظ :))
  3. من دلم یه آمپولِ فوری می خواد که تمام توانایی های لازم برای طراحی و نقاشی و اینا رو تالاپی به من منتقل کنه!
  4. دلم یه استودیوی عکاسی دیجیتال می خواد، این با اولی فرق داره، شامل سیستمها و نور برای چاپ و اینا می شه، حتی طرحشم دارم، کلی آرزومندم!
  5. بعدشم دلم می خواد همه ی موسیقی ها+فیلم های مورد علاقه ام در عرض سه سوت در دسترسم حاضر باشه!
  6.  

    اینا آرزوهای گیکیه ! می دونید که! آرزویی اصلی آدما خیلی دور از دسترس تره، این آرزوی شماره 2 من اصلاً گیکی نیست ولی لایی در رفت دیگه! بعدشم چی می شد اگه شبانه روز یه 5 6 ساعت طولانی تر باشه که من اونهمه کتاب نخونده رو بخونم، چیزایی که قراره یاد بگیرم رو یاد بگیرم و ………………… یه پول بسیار گنده هم برسه دستم!

     

 

پی نوشت: امروز داشتم تو انقلاب از جلوی یه کیوسکه روزنامه فروشی رد می شدم، دیدم یه عکسی رو یه مجله هنری فیلمی بود! عکس سید احمد خمینی، فرزند امام خمینی ( احیاناً سید احمد رو کسی می شناسه آیا؟)، مسئله اینه که من تعجب کردم بسیار که چرا باید یک عکس سه رخ با این کیفیت روی این مجله چاپ شده باشه و الان هم که سالگرد فوت این آقا نیست و اینا، بعد دیدم که کنارش نوشته بود>>>> شریفی نیا: اگر اشاره خانواده نبود، این نقش رو نمی پذیرفتم!!!!!! من داشتم از تعجب شاخ در میاوردم، عکس شریفی نیا بود! اصلاً تو تمام عمرم ندیده بودم که یه بازیگر انقدر منطبق با شخصیتی که بازی می کنه باشه! اصلاً تو تصور کسی نمی گنجه که این شباهت در چه حد بود! تو عمرم همچین گریمی ندیده بودم! هنوزم در حال تعجبممممممم!

 

    ~*~*~*~*~*~*~*~*

    برای خوشحال کردن روح خودم، یکی از آهنگهای بدون آلبوم مدونا رو می ذارم اینجا، به نام superpop که خیلی بهتون امیدواری می ده دیگه! هی بگید بده! خیلی حال کردم با این:

    منم کسی رو دعوت نمی کنم دیگه، هی ناز می کنن همه! هر کی اینجا رو دید و خواست بنویسه خودش.

    If you want to reach the top,

    Reach the top!

    If you do, you never stop,

    Never stop.

    Download Superpop

     

Written by raoros

دسامبر 27, 2007 at 10:15 ب.ظ.

نوشته شده در download, Madonna, music, من, سرگرمی

Tagged with , , , , , ,

فتوبلاگ n ام

with 5 comments

تمامی عکسها رو با کانال انتخابی فلیکر از استامبل آپون پیدا کردم و چون فیل-ترمی شد، دوباره آپلود کردم، در نتیجه منبع لینکها رو می تونید در پروفایل سرکارخانم raoros در استامبل آپون پیدا کنید.

یه مقدار بخندید 😀  ( در ضمن انگاری تمامی عکسا واقعیه و صحنه سازی نیست، حتی این مارمولکه هم سه ماه آموزش دیده تا اینجوری بلمه!)

آخوندکی (یا به قولی راهبک!) درحال اجرای هاله لویا!

Written by raoros

دسامبر 8, 2007 at 10:00 ب.ظ.

فتوبلاگ 3

آخ قلبم!

ناراحتی قلبی گرفتم از دست قلمبه ها!

ای وای این آخریه رو … کشته شدم!!

شما بعد از دیدن اینا هنوز زنده ایددددد؟

پ.ن: به اندازه عدد آووگادرو این چند روز آهنگ – Ahla Haga Feeki – روگوش کردم!

مرسی آبجیم 😀

بخاطر ناآرام: مرسی استامبل!

Written by raoros

نوامبر 18, 2007 at 8:45 ق.ظ.

نوشته شده در بامزه, حیوانات, سرگرمی, عکس

Tagged with , , ,