مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for the ‘book’ Category

به مبارکی و میمنت!

with 6 comments

جهت ثبت در تاریخ!!!

😀

خوب، بالاخره موفق شدم در طول یک دوره تلاش مداوم 6 ساله، خوندن جلد هفتم از هفت-گانه هری پاتر رو در ساعت 01:48 بامداد دوشنبه، 23 فروردین به پایان برسونم! این مطالعه واپسین!!! من بسیار استثنایی بود طوری که از ساعت 6:23 دقیقه عصر یکشنبه شروع و با شکست زمانی کوچکی به اندازه ی دیدن سریال اغما همراه بود و سپس به صورت مداوم تا بامداد روز بعد ادامه یافت، شایان ذکر است که نامبرده حتی از دیدن آخرین قسمت سریال میوه ممنوعه نیز چشم پوشی نموده است و هیچ هم ناراحت نیست.

و بدین وسیله تشکر خودش رو از خانمها : جی.کی رولینگ (نویسنده) و ویدا اسلامیه (به دلیل ترجمه فوق العاده، البته با کمی سانسور) اعلام می نماید.

>>> در ضمن اگر احیاناً به این پست سر زدید و خواستید در نقد هری پاتر حرفی بزنید، فی الفور بلاگ مذکور را (همراه با سکوت) ترک کرده و تا پست بعدی صبر نمایید، چون پذیرای هیچ گونه انتقادی در خصوص علاقه وافرم به هری نیستم.

این هم جلد آخر که نصف عمرتان بر فناست اگر فکر می کنید خواندن هری چیزی در مایه های کسر شأن، وقت گذرانی و … است.
شب بخیر!

Written by raoros

اکتبر 14, 2007 at 11:04 ب.ظ.

نوشته شده در book, قصه, من

Tagged with , ,