مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for the ‘coelho’ Category

Just watch me babe …

with one comment

اگر بخواهیم بگوییم دلمان گرفته است و اگر بخواهیم بگوییم، قاب عکس روی دیوار را که برداشته ایم، زیرش یک جای خالی روی دیوار جا باقیمانده که هیچ جوری، حتی با یک سطل رنگ هم نمی توانیم اثرش رو از بین ببریم، آنوقت چه باید بگوییم؟

بگوییم فلانی دلم برایت تنگ شده است؟ اگر فلانی ای وجود دارد که دل من برایش تنگ شده است، پس چرا دهنم را به سادگی از هم باز کردم و به فلانی توهین کردم؟

از خودم می پرسم: آیا توهین کردم یا واقعیتی رو که مدتها روی دلم سنگینی کرده بودم، به زبان آوردم؟

هر چه بوده گذشته و رفته …

و هیچ باورت نمی شود، چقدر خودم را سرگرم این و آن کرده ام که یادم برود …

پریروز، خانه که رسیدم، سیم کارد و مودم adsl عزیزم رو گذاشتم تو یه جعبه و تقدیم مامانم کردمش، گفتم مامان اگر التماست هم کردم بهم برش نگردون .. تا یه چند روزی بگذره و من درها روم بسته باشه…

بعدش، به عادت روزهایی که لبریز می شم و سر ریز می کنم، رفتم جمکران و سردردها و نفرین ها و اشکهامو، همنوا با دعای توسل، به دست باد سپردم و تو خوب می دونی، وقتی هر سال و هر سال مواظب خودت نباشی و زخم بخوری، زخمات عمیق و چرکی می شن، و اونوقت حتی دعای توسل هم چند روز بیشتر تو وجودت دوام نمی یاره …

 

پائولو کوئیلو می گه:

وقتی قصه دردناکی تو قلبمون داریم، باید بشینیم هر روز و هر روز قصه اشو برای کسی یا برای خودمون تعریف کنیم، تا روزی دردمون تبدیل به قصه و افسانه بشه و تو فضا پخش بشه و بار ما سبک شه …

حالا من هر روز می شینم و از اول برای خودم – چون کس دیگه ای نیست- می گم که چی شد و چرا به اینجا ختم شد … شاید روزی افسانه ی تلخی بشوی و قصه ای شوی میون میلیونها قصه آدمای شکسته و تنها …

 

You can call me a sinner

Or you can call me a saint

Celebrate me for who I am

Or dislike me for what I aint

Cuz :

This is who I am

You can like it or not

You can love me

Or leave me

Cuz I am never gonna stop

No, no, you know !

I’ll be the garden

You’ll be the snake !

All of my fruits is yours to take !!!!

 

 

پ.ن 1: امروز بالاخره بعد از قریب به یک ماه از اون روز کذایی، نوت بوک بدبختم رو بیرون اوردم، بالاخره مودم دایال آپ نوت بوک هم به یه دردی می خوره !

 

پ.ن2: رونوشت !!!: احتراماً،فقط خواستم از این دوست جدیدی که نمی دونم کیه و با نام «پسرک ساده دل …» کامنت می ذاره تشکر کنم. 🙂

 

—————-
Now playing: Madonna – Let It Will Be
via FoxyTunes

Written by raoros

سپتامبر 19, 2007 at 6:02 ب.ظ.

نوشته شده در coelho, Madonna, من, عکس

Tagged with

Of love and other demons

with one comment

نمی ذارم جلوی این درد گرفته بشه، عین زخمی که روش تازه دلمه بسته باشه، از این زخما که یه عالمه اش روی بازوهام هست و تا میاد روش بسته شه و خوب شه، با ناخنم پوسته قرمز روشو می کنم و دوباره روز از نو و روزی از نو …

حالا ناخن می کشم رو زخم خودم، پوسته شفاف و نازک روش کنده می شه و قطره ی کوچیکه خون از زیرش می زنه بیرون، درد می گیره و می سوزه و من باز یادم میاد چه بلایی سرم اومده …

آدما از بغلم که رد می شن، فکر می کنن هیچ بلایی سرم نیومده، من، زهرا، اینجا نشستم، چند روزیه تنها هستم، با این همه اینجا پشت دستگاهم نشستم، آخرین روزهای کاریم رو دارم طی می کنم، بعدش معلوم نیست چه می شه یا چه چیزی انتظارمو می کشه، بعد همه ی اینها، اینجا نشستم، و نفس می کشم و آدمایی که از بغلم رد می شن نمی فهمن که آیا بلایی به سرم اومده یا نه؟

اما، من اینهمه نیستم …

آه، کاش می توانستم قلبم را از سینه بیرون بکشم و در این آب بیندازم …

آه، کاش می توانستم قلبم را از سینه بیرون بکشم و در این آب بیندازم  (+)

Written by raoros

سپتامبر 13, 2007 at 2:20 ب.ظ.

نوشته شده در coelho, من

O Zahir

with 2 comments

پس بسیار مهم است که بگذاریم بعضی چیزها بروند،

رهایشان کنیم،

آزادشان کنیم.

انسان ها باید درک کنند که هیچ کس با کارت های علامت دار بازی نمی کند،

گاهی می بریم، گاهی هم می بازیم،

منتظر نباشید چیزی را به شما برگردانند،

منتظر نباشید قدر تلاشتان را بدانند، نبوغتان را کشف کنند،

عشقتان را درک کنند …

چرخه ها را ببندید. نه بخاطر غرور یا بی قابلیتی یا برتری جویی، بخاطر آنکه آن چیز دیگر در زندگی تان جای نمی گیرد.

در را ببندید، موسیقی را عوض کنید، خانه را تمیز کنید، غبارها را بتکانید.

دیگر آن کسی نباشید که بودید و کسی بشوید که هستید …

—————-
Now playing: tarkan – touch
via FoxyTunes

یک تکه از این ترانه بالایی می گه: Cuz everyone needs a touch …

بله everyone needs a touch ، این کاملاً درسته … اما ما حماقت می کنیم وقتی بخاطر اینکه  everyone needs a touch  گــه می زنیم به تمامی در و دیوار زندگی مان ….

Written by raoros

سپتامبر 2, 2007 at 6:15 ب.ظ.

نوشته شده در coelho, من