مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Archive for the ‘music’ Category

نه میلیون دوچرخه در پکن

with 3 comments

در پکن نه میلیون دوچرخه وجود داره، این یه حقیقته که نمی تونیم انکارش کنیم.

درست مثه این حقیقت که من تا زنده ام عاشقت می مونم!!!  <:دی>

کتی ملوآ

این طرح با وجود ظاهر ساده اش ساعتها وقت من رو گرفت و نمیدونم چرا؟! به هر حال گویا سایز بزرگتر از طریق کلیک روی تصویر قابل دسترسیه!

این ترانه رو حتماً باید شنید و ویدئوش رو هم اگر نبینید هیچی دیگه!

دانلود ترانه نه میلیون دوچرخه در پکن

– تماشای ویدئو در یوتیوب

درباره کتی ملوآ

—-

پ.ن: از روند بلاگم راضی نیستم. همش هی شده اهنگ و این برنامه ها. خودمم نمیدونم چرا. بندازم دور این وبلاگ رو یعنی؟ 😦

Written by raoros

ژوئیه 19, 2008 at 4:55 ب.ظ.

I went to the doctor n’guess what he told me,
Guess what he told me!
He said girl u better try to have fun,
No matter what u do…
But he’s a fool !!
`Cause nothing compares …
Nothing compares 2 u
+

Written by raoros

آوریل 4, 2008 at 9:14 ق.ظ.

نوشته شده در music

Tagged with ,

نجوایی در گوش باد

with 4 comments

گاهی خسته می شوی از انعکاس صدات تو گوش خودت، وقتی به خودت بشارت بهار و زندگی زیبا می دی.

گاهی خسته می شوی از اینکه هر بار افتادی، با یک دست، دست دیگرت را گرفتی و خودت را بالا کشیدی.

گاهی خسته می شوی از اینکه سایه ای کنارت هست و تو باید به خاطر سایه ای که نمی دانی کسی در پسش هست یا نه، به خودت بقبولانی که تنها نیستی.

خسته می شوی از تظاهر کردن های هر روزه ات و آن لبخندی که باید نشان بدهی که همه چیز سر جایش هست.

می خواهی کسی غیر از صدای شکسته خودت، بیاید، زمزمه کنه در گوش تو:

دخترک، از این دنیای خیالی که واسه خودت ساختی، بزن بیرون.

دخترک، می تونی بدون این مزخرفات هم نفس بکشی.

دخترک، خیلی چیزها اون بیرون هست که باید یاد بگیری.

دخترک، هنوز اون بیرون یه جایی برای ما هست.

دختر جون، من دست تو رو می گیرم و کمکت می کنم رد بشی از این جاده های لعنتی…

به سادگی یک بوسه، همه جوابا رو پیدا می کنیم.

نذار تبدیل به یه شبح بی رنگ بشی

تو زیباترین نقاشی هستی که دنیا ساخته…

برداشت آزاد از ترانه U-Turn (Lili) 

بقیه ترانه های گروه AaRON از بلاگ اتاق من

* یه ماهی دوست بهتریه تا یه آدم

meds.jpg

Written by raoros

مارس 15, 2008 at 10:24 ق.ظ.

نوشته شده در music

Tagged with , , ,

این حال من بی توست،بغض غزلی بی لب…

with 5 comments

 

im_gonna_keep_my_babe_by_raoros.jpg

 

I

I was three feet from the floor,

من سه فوت بالاتر از زمین بودم

gasping for air,

نفس نفس می زدم

trying to release my father’s hands from my throat.

سعی می کردم دستهای پدرم را از گلویم باز کنم

I looked into his eyes and wondered

در چشمهای او نگاه کردم و شگفت زده شدم

if my feet would ever touch the floor again.

آیا باز هم پاهای من زمین را لمس خواهد کرد؟

Have you ever been hit so hard that it sends your body flying across the room?

آیا تا بحال ضربه ای خورده اید که بدن شما را در اطراف اتاق به پرواز دربیاورد؟

We all fall to the floor at some point.

ما همگی بالاخره در نقطه ای به زمین خواهیم خورد.

It’s how you pick yourself up, that’s the real challenge. Isn’t it?

این به خودتان بستگی دارد که چطور از جا برخیزید، مبارزه واقعی همینست. اینطور نیست؟

I’ve always lived in my own world.

من همیشه در دنیای خودم زندگی کرده ام

And I dance to escape my troubles.

و من برای این می رقصم تا از مشکلاتم فرار کنم.

I’ve learned that there’s light even in the darkest places.

من آموخته ام که حتی در تاریک ترین جاها نیز، نوری هست.

I can’t blame my father for anything.

من نمی توانم پدرم را برای چیزی مقصر بدانم.

You can’t rely on other people to make you happy.

شما نمی توانید روی دیگران تکیه کنید تا شما را شاد کنند.

But I know deep down inside, he loved me.

اما من می دانم او جایی در ته قلبش، مرا دوست داشت.

 

II

There was a time I suffered so much I wanted to get it out of me.

زمانی بود که من رنج بسیاری می کشیدم و می خواستم از آن خلاص شوم.

I would cut my arms, not to kill myself.

می خواستم دستهایم را قطع کنم که خودکشی نکنم.

I don’t want to die.

من نمی خواهم بمیرم.

I know I am lucky to be on this earth.

من می دانم که خوش اقبال هستم که در این دنیا زندگی می کنم

I did it so the physical pain could calm the pain that was eating me inside.

من رنج می کشیدم تا مگر درد فیزیکی ام، دردی را که داشت مرا از درون می خورد، تسکین دهد

Nothing was erased.

هیچ چیزی پاک نشد (بهبود پیدا نکرد)

I leave with my past tucked away deep inside of me.

من گذشته ام را چون طنابی که در درون من گره خورده باشد (جمع شده باشد)، رها کرده بودم

It comes out as an explosion and… it invades me.

اما آن مانند انفجاری از من بیرون آمد و به من حمله کرد

I believe we are messengers on Earth.

من اعتقاد دارم که ما پیامبرانی بر روی زمین هستیم.

I believe in angels.

من به فرشته ها اعتقاد دارم

I am blessed by God to tell myself I suffered that much to become who I am today.

من این نعمت را از خدا دارم که به خود بگویم اینهمه رنج بردم تا کسی بشوم که امروز هستم.

 

 

 

* تصویر: مدونا در حال اجرای ترانه ی اروتیکا در تور اعترافات – لندن- اسکرین کپچر از ویدئو- ادیت و طراحی: من

* متن: بخشی از اجراهای بازیگران در تور

* بهانه پست کردن این متن که خیلی وقت قبل ترجمه کردم، ترانه زخم زبون محسن چاووشی بود که یک بنده خدایی 😛 داد. من هم گوش کنم، ما که حالمون خراب بود، خرابتر شد!

Written by raoros

مارس 6, 2008 at 9:59 ب.ظ.

نوشته شده در music

Tagged with , , , ,