مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

روز قدردانی از SysAdmin ها

with 7 comments

جمعه 25 جولاي 2008، نهمين سالروز قدرداني از مدیران شبکه (یا به عبارت روان تر SysAdminها) است. در اين روز ويژه جهاني، به مدير سيستم خود چيزي بدهيد كه نشان دهد شما واقعا كار سخت و فداكاري آنها را قدر مي نهيد. بياييد اين كار را انجام دهيم، مديران سيستم احترام چنداني در 364 روز سال دريافت نمي كنند.

اين كمترين كاري است كه مي توانيد انجام دهيد. به همه كارهاي شجاعانه و ساعت هاي طولاني (همچنين تعطيلات) فكر كنيد، بياييد صادق باشيم، گاهي اوقات ما، SysAdmin خود را به آن خوبي كه او ما را می شناسد نمي شناسيم. به ياد داشته باشيد كه اين فقط يك روز براي به رسميت شناختن مدير سيستم تان و همینطور براي همكاري و ترويج مهارت حرفه اي آنهاست. از آنها براي همه كارهايي كه براي شما و براي تجارت شما انجام می دهند قدرداني كنيد.

لوگو: کشورهای مختلف برای این روز پایگاه رسمی ساختند و به این وسیله هر سال از SysAdmin های خودشون قدردانی می کنند. امسال وبگاه رسمی این روز در ایران هم راه اندازی شده است. شما هم میتونید با انتخاب یکی ازا ین لوگوها و گذاشتنش در وبلاگتون حمایت خودتون رو نشون بدید.

کد لوگو:

<a target=»_blank» href=»http://sysadminday.ir/fa/&raquo; title=»SysAdmin Day» ><img alt=»SysAdmin Day» border=»0″ src=»https://raoros.files.wordpress.com/2008/07/1150.png»/></a&gt;

کد لوگو:

<a target=»_blank» href=»http://sysadminday.ir/fa/&raquo; title=»SysAdmin Day» ><img alt=»SysAdmin Day» border=»0″ src=»https://raoros.files.wordpress.com/2008/07/sys.png»/></a&gt;

– وبگاه روز قدردانی از System Administrator ها در ایران:http://sysadminday.ir/fa

– وبگاه جهانی : http://www.sysadminday.com

Written by raoros

ژوئیه 24, 2008 at 3:32 ب.ظ.

نوشته شده در اینترنت

Tagged with

این روزها

with 9 comments

گاهی فکر میکنم کاش بلد بودم مثل خیلیها بزنم به سیم آخر و میون غصه ها، با این و اون جک و چرت و پرت بگم و خوش باشم. اما اولاً این و اونی وجود نداره، ثانیاً هیچوقت نتونستم ناراحتی هامو پنهان کنم. همیشه قدرت غصه ها از من بیشتره، اکثراً هم نمیدونم چه مرگم هست؟ انگار همیشه در یک چرخه ام که یک حلقه اش مفقود شده. بارها چرخه ها رو عوض کردم، اما چرخه های جدید هم یک حلقه کم دارند. دیگران از تو می پرسند چته؟ و تو نمی تونی جوابشون رو بدی. شاید چون منبع دردها ناپیدان.

بچه تر که بودم فکر می کردم اگر بزرگ بشم به کوهی دره ای غاری چیزی پناه ببرم و اونجا بقیه عمرم رو سر کنم. کاش واقعاً به همین سادگی بود. اما الان که نگاه می کنم، این پریشانی ها و دغدغه ها از کودکی شروع شد و هنوز که هنوزه سر جاش مونده.

دیگران میان سراغت، بهت می گن ناشکری، بهت می گن چی کم داری؟ چرا الکی خودتو ناراحت می کنی؟ در جواب من فقط می تونم توی چشمهاشون زل بزنم. آخه چی می شه به کسی گفت که از آشوب درون تو خبر نداره؟ هر کسی با درون خودش تنهاست. درون بعضیا مثه نشستن روی نیمکت کنار باغ، آرومه. درون بعضیا مثه دریای طوفانی موج می زنه و درون بعضیا انقدر زخمیه که میتونه حس کنه داره ازش خون می چکه.

– آه که می زند برون، از سر و سینه موج خون ….. من چه کنم که از درون، دست تو می کشد کمان

این مدل آدمها به هر چیزی دست می آویزند که آروم بشن اما فایده ای نداره. به عشق، به کار، به موسیقی، به کتاب، به دوست و …

اما چون دوای درد اینها نیست، هیچ کدوم نمیتونه ماندگار باشه.

خوب دیگه بسه. این حرفا رو میون تب و بیماری می نویسم. البته همش هم هزیون نیست! 99 درصدش واقعیتیه که به دوش می کشم. می شه گذاشت به این حساب که دلم میخواد با آدما حرف بزنم. دلم می خواد شنیده و خونده بشم….. همین.

– هیچ کسی اشکی برای ما نریخت. هر که با ما بود از ما می گریخت. چند روزی هست حالم دیدنیست. حال من از این و آن پرسیدنیست. گاه بر روی زمین زل می زنم. گاه بر حافظ تفال می زنم. حافظ دیوانه فالم را گرفت. یک غزل آمد که حالم را گرفت. ما ز یاران چشم یاری داشتیم. خود غلط بود آنچه می پنداشتیم…

Written by raoros

ژوئیه 23, 2008 at 8:05 ق.ظ.

نوشته شده در من

Tagged with

نه میلیون دوچرخه در پکن

with 3 comments

در پکن نه میلیون دوچرخه وجود داره، این یه حقیقته که نمی تونیم انکارش کنیم.

درست مثه این حقیقت که من تا زنده ام عاشقت می مونم!!!  <:دی>

کتی ملوآ

این طرح با وجود ظاهر ساده اش ساعتها وقت من رو گرفت و نمیدونم چرا؟! به هر حال گویا سایز بزرگتر از طریق کلیک روی تصویر قابل دسترسیه!

این ترانه رو حتماً باید شنید و ویدئوش رو هم اگر نبینید هیچی دیگه!

دانلود ترانه نه میلیون دوچرخه در پکن

– تماشای ویدئو در یوتیوب

درباره کتی ملوآ

—-

پ.ن: از روند بلاگم راضی نیستم. همش هی شده اهنگ و این برنامه ها. خودمم نمیدونم چرا. بندازم دور این وبلاگ رو یعنی؟ 😦

Written by raoros

ژوئیه 19, 2008 at 4:55 ب.ظ.

مرگ پایان کبوتر نیست

with 5 comments

و نترسیم از مرگ،

مرگ پایان کبوتر نیست.

و همه میدانیم،

ریه های لذت، پر اکسیژن مرگ است.

—–

می شه باور کرد؟

بشنوید: مرگ پایان کبوتر نیست با صدای خسرو شکیبایی. (روحش شاد)  😦

Written by raoros

ژوئیه 18, 2008 at 8:51 ق.ظ.

نوشته شده در هنر

Tagged with ,

اوضاع وب 2 در تابستان امسال

with 4 comments

گویا این تصاویر در یک بعد از ظهر ابری در سیتل، توسط متیو اینمن ترسیم شده. ایلوستریشن های این هنرمند فوق العاده است.

توییتر که این روزها با نهنگ آویزانش اشک همه را درآورده و البته پلارک به پای توییتر نمیرسد! به هیچ وجه!

دیگر دوره طراحی براق به سر آمده. الان در دوره رترو به سر می بریم. 😀

من هم جزو این کاروان بیکار دانلودکنندگان بودم و بعد فهمیدم که نسخه 3 رو که قبلاً دانلود کرده بودم که!

فیس بوک رو بخاطر حجم سنگین صفحاتش و فیل تر بودنش، هیچوقت دوست نداشتم. تازه بدرنگ هم هست اون آبیه.

هر گلی به بویی داره! با این حال به نظر من تام مای اسپیس خیلی بهتر از اون فیس بوک بدرنگ با میلیونها اپلیکیشن رو صفحه کاربر هست!

1- تشکرات :

برای ارسال لینک از +

هنرمند و طراح متیو اینمن +

گالری هنرمند +

2- برای چسباندن کپشن به این تصاویر اشکم دراومد و بالاخره برای آخرین تصویر عنوان رو قبول نکرد. محدودیت دارد آیا؟

Written by raoros

ژوئیه 16, 2008 at 6:32 ب.ظ.

این تصاویر شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟

with 7 comments

حتماً شما هم مثل من کارتون های بی نظیر و کوتاه کمپانی انیمشین پیکسار را دیده اید و شاید بعضی هایش از جمله کارتون » برای پرندگان» را بیش از 10 بار تماشا کرده باشید. امروز نمی دانم کجا بودم که شباهتی بین این کارتون و یک چیز دیگر را کشف کردم.

حالت خاله زنک/عمو مردک وار، گاهی محترمانه و گاهی خصمانه، پشت سر دیگری قصه بافتن، ادا در آوردن، درگوشی حرف زدنهای کلونی وار و در آخر «ضایع شدن» گنجشک ها، من را یاد یک محیط سابقاً دوستانه انداخت که اوایل، روزهای خوشی را در آن گذرانده بودم.

گرچه جزو اولین ایرانیهای این اتاقک کوچک بودم و میتوان گفت حتی دوستش هم داشتم، ولی خوب دنیا همین هست دیگه!

این تصاویر را ببینید و قضاوت کنید. حتی اگر خواننده ای غریبه باشید و هیچی از جملات بالا را درک نکنید!

غیبت کردن با چشمهایی که در جهت بدجنسی کج و کوله شده است.

دو نفر وسط مد نظر هستند. :))

شنیدی که فلانی آره و اینا #@$%@%؟!!!

پ.ن: لینک دانلود تورنت مجموعه کارتون ها (تورنت)

Written by raoros

ژوئیه 15, 2008 at 10:06 ب.ظ.

کنار رود پیدرا…

می نویسم، می نویسم تا اندوه را به دلتنگی و تنهایی را به خاطره تبدیل کنم. چرا که وقتی گفتن این داستان را برای خودم تمام کنم، می توانم آن را در پیدرا بیندازم- زنی که به من پناه داد، چنین گفت. بعد – به قول یک قدیسه – آب ها می توانند آن چه را که آتش نوشته خاموش کنند.

همه ی داستان های عاشقانه یکسانند.

—-

به دورم بتاب و … +

Written by raoros

ژوئیه 13, 2008 at 9:13 ب.ظ.

نوشته شده در ادبیات