مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Posts Tagged ‘عشق

چطور از رابطه گذشته تان، کاملاً خارج شوید و خداحافظی کنید؟

with 9 comments

بهتر است تنها بمانید تا در یک چرخه قهر و آشتی گیر کنید.

این مطلب را قبلاً ترجمه کردم ولی فرصت ویرایشش در همان روز نبود. خیلی از ما روزگاری کسی را دوست داشته ایم و تلخی ها و ناکامی هایی را در رابطه با آن شخص تجربه کرده ایم. و تنها به حکم انسان بودنمان، شاید تمایل به برگشت به رابطه قدیمی آزارمان داده باشد. این مطلب کمی غربی است و من هیچ تلاشی برای تغییر محتوای آن انجام ندادم، اما از آنجا که در اینگونه روابط، خیلی ها در همین سرزمین به سمت همین شکل از ارتباط کشیده شده اند، شاید روزی، جایی به درد کسی خورد.

مطلب اینطور آغاز می شود:

تابستان شروع شده است و دور هم نشینی ها بین دوستان و خانواده و همکلاسی ها و جشن ها و عروسی ها نیز آغاز می شود. با اینکه این دیدارها اغلب باعث شادی و تازه کردن دوستی ها می شود، اما متاسفانه گاهی باعث می شود شما با شخصی که قبلا با او رابطه عاطفی داشته اید، مجددا ملاقات کنید. با اینکه ما همگی از جدایی ها، درسهای دردناکی گرفته ایم، بعضی از ما خیلی راحت تسلیم وسوسه ایجاد رابطه مجدد با عشق قبلی خود می شویم. و وقتی عشق گذشته ما، در میان دوستان مشترک در یک مجلس عروسی قرار می گیرد، این وسوسه بسیار شدید و غیرقابل مقاومت می شود!

7015541_24912491 اگر الگویی «جدایی و آشتی» به گوش شما آشناست، شما نیز احتمالاً در یک رابطه در چرخان قرار دارید. «در چرخان همان دری است که 4 قسمت در حال چرخش به دور یک محور عمودی دارد و در وردی ساختمانهای بزرگ قرار می گیرد». شبیه یک در چرخان، رابطه شما با عشق قدیمیتان هیچگاه ایستا نخواهد بود. او همواره از یک طرف وارد قلب شما می شود و از طرف دیگر خارج خواهد شد!!

خانواده و دوستانتان به تعداد غیرقابل شمارشی داستان غم انگیز رابطه شما را شنیده اند و شما خوب میدانید که این رابطه همانند صفحه موسیقی شکسته ایست با اینحال همیشه چیزی شما را دوباره به سمت این رابطه می کشد. در چرخان صدا می دهد و می چرخد و شما دوباره در میان رابطه از بین رفته ای هستید که دوباره شکست خواهد خورد.

چطور میتوان این الگوی ناقص را یکبار و برای همیشه متوقف کرد، آنهم در تابستان که فصل تفریح و گشت و گذار شماست؟

الگوی رفتاری خود را تغییر دهید. وقتی رابطه در یک چرخه گیر میفتد، دلیلش این است که زندگی روزمره ما نیز در یک چرخه تکراری افتاده است. با تغییر زندگی روتین خود، شما دیدگاه خود را عوض کرده اید و چرخه جدایی و آشتی را از بین برده اید. چطور ممکن است؟ فعالیتهای جدیدی را شروع کنید. به رستوران جدیدی بروید. وقتتان را با دوستان قدیمی بگذرانید. یا به یک تعطیلات بروید. سعی کنید بفهمید گره زندگیتان کجاست و سپس تغییر بوجود خواهد آمد.

بفهمید که چرا به یک رابطه شکسته تکیه کرده اید؟ شما میدانید که او برای شما مناسب نیست و شما نیز برای او مناسب نیستید. پس چرا شما دو نفر دوباره بسمت هم برمی گردید؟ خودتان را با این فکر احمقانه مشغول نکنید که تنها دلیل چرخیدن این چرخه عشق است. زیرا احساسات زیادی در این میان نقش دارند. پیدا کردن این احساسات به شما کمک خواهد کرد تا الگو را تغییر دهید.

بنشینید و کاغذی بردارید و احساساتی را که در زمان جدایی با آن شخص به شما دست میداده بنویسید. حتی اگر وقتی او را با عشق جدیدی ببینید حسادت می کنید، یا نوستالژی از دست دادن یک دوست نزدیک در هنگام فکر او به شما دست می دهد، یا از تنها ماندن و پیدا کردن شخص جدیدی برای خودتان وحشت زده اید، باید درک کنید که زندگی شما تنها از عشق ساخته نشده است. البته احساسات ذکر شده درست و قابل احترامند اما این بدین معنی نیست که بر پایه انها بتوان یک رابطه ماندگار و ابدی ساخت.

با یک متخصص در این رابطه صحبت کنید. شکست عشقی چیزی است که مردم فکر می کنند به تنهایی از پس آن برمی آیند. اما همین مردم، برای غلبه بر درد و رنج قلبشان، به درمان های شخصی مخربی مثل ، مشروب، هوس های یک شبه، تلفن های خشونت آمیز و دیروقت به شخص مقابل و غیره روی می آورند. از دست دادن شخصی که دوستش دارید یا طلاق و غلبه بر آن به تنهایی، طاقت فرساست. به همین دلیل است که مردم به این چرخه ناقص می چسبند، زیرا چون تنهایی سخت است مردم ترجیح میدهند که در یک رابطه ناقص به سر ببرند. یک مشاور، که بی طرفانه به حرفهای شما گوش دهد، می تواند در انتخاب درست به شما کمک کند.

در انتها شما باید دو لیست را همواره کنار خود نگه دارید-یک لیست برای یادآوری اینکه این رابطه به درد شما نمیخورد (برای مثال او مخالف بچه دار شدن است، شما اهداف مشترکی ندارید)، یک لیست برای اینکه به یاد بیاورید که هستید و هر چه باشد برای خودتان انسان مقبولی هستید(برای مثال شما آزادی را دوست دارید و میخواهید با انسانهای جدید آشنا شوید، شما دوستان و خانواده خوبی دارید و غیره …)

به خانواده و دوستانتان تکیه کنید و مشکلات را از میان بردارید و به احساسات خود مجال بروز دهید: غمگین یا عصبانی و تنها شوید. وقتی احساساتتان آزاد شوند، به مرور انرژی خود را از دست می دهند و شما توانایی خداحافظی با آن شخص را خواهید داشت و به سمت رابطه ای شاد، سالم و جدید قدم برخواهید داشت.

به امید اینکه همیشه شاد باشید!

+

——

مطالب بلاگم رو با فید هم می شه خوند!01_03

Written by raoros

ژوئن 25, 2008 at 11:34 ق.ظ.

نوشته شده در آموزشی

Tagged with , , ,

فیلم هم می بینم!

with 4 comments

امروز نشستم و فیلم «زیبایی خطرناک» محصول سال 1998 رو دیدم.

خیلی از عناصر داستان به نظرم آشنا اومد و متوجه شدم چیزی شبیه باین فیلم رو قبلا دیدم و اینجا در بلاگم هم درباره اش یادداشتی نوشتم. در واقع کمی تا قسمتی شما را به یاد فیلم به یاد ماندنی » خاطرات یک گیشا» می اندازد.

ورونیکا دختری است که بدلیل اختلاف طبقاتی نمیتواند با مرد مورد علاقه اش که جوانی ثروتمند به نام «مارکو» ست، ازدواج کند و برای امر معاش به روسپی گری تن می دهد. ورونیکا زن باهوشی است و شعر می سراید و شخصیت محکمی دارد….

قصدم شرح داستان نبود اما، در جایی از فیلم، مارکو، که بخاطر مقام سیاسی خانواده اش به ازدواج با دختری هم رده خود (که سرد مزاج به نظر می آید) و علاقه ای نیز به او ندارد، تن در می دهد.

دیالوگ جالبی که از این فیلم در ذهن من ماند، گفتگوی جولیا (دختر مورد نظر) و مارکو در شب عروسی است.

جولیا خیلی شق و رق با لباس عروسی بر لبه تخت نشسته است و چهره نگرانی دارد. مارکو به سمت او می آید و صحبت می کند:

مارکو: شعر دوست داری؟

جولیا: سرودهای مذهبی رو میشناسم.

مارکو: یکی از رازهاتو به من بگو.

جولیا: من رازی ندارم.

مارکو: هر کسی رازهایی داره! … خوب آرزوت رو به من بگو.

جولیا: آرزوم اینه که پسرهای قوی برای تو به دنیا بیارم.

مارکو: نه، یه آرزو که مال خودت باشه! فقط مال تو!

جولیا: تنها آرزوی من اینه که همسر خوبی برات باشم.

—-

غرض فقط این بود، که خیلی از مردها هستند که لیاقتشون همین زنهاست. زن پخمه ای که چیزی از خودش نداره، علاقه ای از خودش نداره، تفکری از خودش نداره، و فقط یاد گرفته مطیع شوهر باشه.

آخر و عاقبت زندگی این زوج رو هم خودتون توی فیلم ببینید! باید دید که کدوم زن برنده است!

Written by raoros

ژوئن 17, 2008 at 8:24 ب.ظ.

نوشته شده در فیلم

Tagged with , , , ,