مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Posts Tagged ‘love

تلگرافی

Inta 3omri.
djyahel.jpg
 2007-07-29t08_17_34-07_00.jpg

Written by raoros

فوریه 22, 2008 at 6:04 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی

Tagged with , , , ,

The Rose

with 7 comments

Some say love it is a river

بعضی ها می گن عشق یه رودخونه است

that drowns the tender reed

که نی نازک و لطیف رو در خودش غرق می کنه

Some say love it is a razor

بعضی ها می گن عشق مثل تیغ می مونه

that leaves your soul to bleed

که خون تو رو می ریزه و رهات می کنه

Some say love it is a hunger

بعضی ها می گن عشق یک اشتیاق و تمناست

an endless aching need

یک نیاز دردناک و بی پایان

I say love it is a flower

من می گم عشق یک گل

and you it’s only seed

که هنوز یه بذر کوچکه

 

It’s the heart afraid of breaking

قلبیه که همیشه از شکستن هراس داره

that never learns to dance

برای همین یاد نمی گیره که برقصه و لذت ببره

It’s the dream afraid of waking that never

رویاییه که بخاطر ترس از بیدار شدن

takes the chance

هرگز شانس به حقیقت پیوستن رو  پیدا نمی کنه

It’s the one who won’t be taken

همون کسیه که چیزی به دست نمیاره

who cannot seem to give

چون چیزی رو نمی بخشه

and the soul afraid of dying that never learns to live

و روحی که بخاطر هراس از مردن هیچوقت زندگی رو یاد نمی گیره

 

When the night has been too lonely

پس وقتی که شبها خیلی تنهایی

and the road has been too long

و راه به نظرت خیلی طولانی میاد

and you think that love is only

for the lucky and the strong

و فکر می کنی که عشق فقط برای آدمای خوش شانس و قدرتمنده

Just remember in the winter far beneath the bitter snows

فقط به یادت بیار که تو زمستون زیر اونهمه برف

lies the seed

یه بذری خوابیده

that with the sun’s love

in the spring

becomes the rose

که با تابیدن عشق در بهار به یک گل رز تبدیل می شه

 

🙂

westlife.jpg

The Rose

West Life Music

The Rose [24Kps] [128Kps]

Written by raoros

فوریه 18, 2008 at 5:13 ب.ظ.

نوشته شده در music

Tagged with , , , ,

از عشق و دیگر شیاطین

with 6 comments

 koche-y.jpg
When you want it the most there’s no easy way out
When you’re ready to go and your heart’s left in doubt
Don’t give up on your faith
Love comes to those who believe it
And that’s the way it is!!
When you question me for a simple answer
I don’t know what to say, no
But it’s plain to see, if we stick together
You’re gonna find the way, yeah
So don’t surrender coz› you can win
In this thing called love.
When life is empty with no tomorrow
And loneliness starts to call
Baby don’t worry, forget your sorrow
‹Cause love’s gonna conquer it all, ALL!
Celine Dion – That’s the way it is. 

سلام،

خوب این ولنتاین و اینها هم رد شد و من چیزی ننوشتم چون انگیزه ی ولنتاین گونه (!!) نداشتم خیلی زیاد، ولی به دلیل اینکه من نه غرب زده ام و نه شرق زده، چون به دنبال یک مناسبتی می گشتم که خودم رو بچسبونم بهش و این شعر بالایی رو بنویسم، خوب چه بهتر که به روز عشق باستانی همین مملکت بچسبم.

پس این روز رو (اگه تبریک گفتنیه) تبریک می گم، ایشالا خوش و خرم و عشقولانه زندگی کنید.

این شعر و کلیپ فوق العاده اش رو که احتمالاً دیدید، یکی از معدود آثار سلن دیون هست که من دوست دارم و واقعاً اگر تصویریش رو ببینید که دیگه متحول می شید!

توی یک جا یک تکه اش رو نوشته بودم و یک نفر جواب داده بود که عشق دروغه و یک نفر هم گفته بود که بهش اعتقاد نداره و من جواب داده بودم که بله قبول دارم و Love is an illusion

حقیقتش به این حرف خودم اعتقاد ندارم، به نظرم یک همچون چیزی به نام عشق هست و از نظر من که به اندازه ی سر سوزنی وارد دنیای هنر شدم، عشق پایه ی خلق یک اثر هنری هست و اینکه این عشق از کجاست باید در درون خودمون جستجوش کنیم. عشق مثل هنر یک امر روحانی هست و نمی تونیم انکارش کنیم.

حالا عشق بین زن و مرد تمثال و نمادی از تمام عشقهاست و بسیار هم مقدسه.

نکته 1: اگر کسی تو زندگیتون هست که دوستش دارید و اونهم دوستتون داره و با هم خوشید 😀 :-» 😉  که خیلی عالیه و این ترانه به افتخار شماست.

نکته 2: اگر هم کسی هست که شما دوستش دارید و اون از شما حالش به هم می خوره، از من که از شما N سال بزرگترم پند بگیرید و ولش کنید بره راحت و آسوده زندگی کنه که نفرینش نگیره شما رو!

خوب دیگه صبح شد!

خدافظ

 

پ.ن: عکس بالا محل ماست، بله ما بچه پایین شهریم 😛 بعدش چون من این شعر نمادین کوچه رو که دیگه زهرا کوچولوی ما هم حفظه گذاشتم، شما فکر نکنید که حسش غمگین و فراق و اینهاست. من فضای عکس رو گرم کردم که شما اصل مطلب رو بگیرید. 😀

 پ.ن: موضوع نوشته همینجوری است، عمدی درکار نبوده! به یاد کتاب بسیار زیبای:«از عشق و دیگر شیاطین» اثر گابریل گارسیا مارکز دوست داشتنی، که کتابش از نوستالژی های بزرگ دوران نوجوانیمه.

 

 

twolovers.jpg

Written by raoros

فوریه 17, 2008 at 10:33 ب.ظ.

نوشته شده در ایران

Tagged with , , , , , , , ,

وقتی که از عشق مشمئز می شوید!

with 3 comments

در این ماجرای کاملاً واقعی که بنده کاملاً اتفاقی و بی مناسبت به خاطر آوردمش، سه تا شخصیت داریم که به اختصار چنین نامیده می شن.

همکار سابق من که این ماجرا رو برای من تعریف کرد: آقای م

دوست همکار سابق من: آقای ف

خانم دوست همکار سابق من: خانم ن که پرستار بیمارستان است.

 

آقای م که در یک برهه ای از زمان حال و روز خراب من رو دیده بود، یک روز آمد و نشست و این ماجرا رو برای من تعریف کرد.

ماجرا این بود که آقای ف در دوران جوانی بسیار سخت عاشق خانم ف می شود و باهاش دوست می شود و بعد از دو سه سال دوستی با خانم ف ازدواج می کند. آقای ف در همان دوران دوستی مدام عشق و محبت و قربان صدقه پراکنی بوده که به سمت خانم ن پرتاب می کرده و به طرز مشمئز کننده ای عشقولانه بوده و خوب خانم ن که لابد فکر می کرده زندگی با همچون آدم رمانتیکی چه موهبت بزرگی خواهد بود به این ازدواج تن میده.

سالها می گذره و حالا این زوج یک دختر خردسال هم دارند و جالبه که آقای ف چیزی از عشقش کم نشده که هیچ، هر روز بیشتر از دیروز به عشقش افزوده می شه طوریکه بعد از اینهمه سال، هنوز هر روز به همسرش مسج های عاشقانه، شعر های بسیار رمانتیک و غیره می فرسته، به همسرش در روز بارها و بارها در محل کار زنگ می زنه و ابراز عشق شدید می کنه و این ابراز عشق های بسیار متناوب مسلماً به روابط زناشویی شون هم کشیده می شه و رفتار آقای ف در طول روز که همسرش سر کاره طوریه که انگار معشوقه اش سالهاست ازش دوره و در فراقش می سوزه!

شاید باور نکنید ولی این داستان واقعی است و اغراقی هم در کار نیست و مسلماً نمونه های بیرونی دیگری هم داره.

خانم ن که یک آدم نرمال با احساسات نرمال هست، از این ابراز عشق وحشتناک و آزار دهنده خسته شده و قصد طلاق دارد و بسیار هم مصمم است و جالب این که آقای ف قضیه را جدی نگرفته و همچنان به رفتارش ادامه می ده و قصد تغییر نداره.

خانم! آقا! نکنین این کارو!

هر چیزی اندازه ای داره، افراط و تفریط بده والا! چرا باعث می شید پارتنرتون یا طرفتون یا هر چی که اسمشه، حالش ازتون بهم بخوره؟ نخواد ریختتونو ببینه از اینهمه سبد سبد عشق و محبت یا به عکس غرور و خودخواهی یا حتی بی توجهی و بی تفاوتی که نصیبش می کنید؟

چرا آخه؟

 

بنده مجبورم مجدداً شما رو ری دایرکت کنم به آن پست که شعری از جبران خلیل جبران درباره محدوده ی عشق ورزی بود و خوب یادم هست که یک نفر در آن روز که اون پست رو نوشتم به من گفت: شکی نیست که این حرفا چرته و ….

 

پایان پیام

 

Written by raoros

ژانویه 22, 2008 at 9:02 ق.ظ.

نوشته شده در دیگران

Tagged with ,

وقتی بارون می زنه …

with 8 comments

این کاغذ دیواری که این پایین مشاهده می کنید، نتیجه حدود 10 بار گوش کردن به یکی از ترانه های آلبوم جدید فریدون، به نام «وقتی بارون می زنه» از آلبوم « از تو دورم» هست.

منم که می دونید، کمتر پیش میاد ترانه ی فارسی گوش بدم، پس ….

این طرحم رو چون به نظر خودم زیباست، به همه ی کسایی تقدیم می کنم که همیشه با من و نوشته هام، همراه بودن…

اگه خواستید، روش کلیک کنید و ذخیره کنید. 3>

cold_blue_by_raoros.jpg

چی بگم ابری و بارون نمی شی//درد و می فهمی و درمون نمی شی//خیلی وقته می بینم، زیر آوار جنون//منو می بینی و ویرون نمی شی …//دل دیوونه، خرابم می کنی//چرا مثل قدیما خون نمی شی//سر به صحرا می ذاری//منو تنها می ذاری//لاله باغ کدوم گمشده ای؟//چرا بین گلا پنهون نمی شی…//وقتی بارون می زنه//شاخه ها رو می شکنه//دل تنها چرا تو، مثه گنجیشکا پریشون نمی شی//منو می بینی و حیرون نمی شی//چی بگم ابری و بارون نمی شی//درد و می فهمی و درمون نمی شی…//چی بگم؟ با کی بگم راز تو رو//داری آتیش می گیری، خون نمی شی//من که هر شب تا سحر//قصه ی عشق رو تو گوشت می خونم//بازم افسانه ای، افسون نمی شی//تو بزرگی واسه دنیای خیال آدما//دل زخمی، لاله ی دشت بلا//نکنه، غصه ی لیلی رو داری//واسه این قصه ها مجنون نمی شی؟//چی بگم ابری و بارون نمی شی//درد و می فهمی و درمون نمی شی……………..

Written by raoros

دسامبر 17, 2007 at 10:38 ب.ظ.

نوشته شده در download, music, هنر, گرافیک, طراحی

Tagged with , , , , , ,

فتوبلاگ – Appreciate

with 2 comments

appreciate.jpg

 

photography and design by: raoros

به وجود تم جدیدمان افتخار می کنیم!

پ.ن: جای نفس کشیدنم باز شد! آخیش …

—————-
Now playing: Yanni – Jivaeri (Jiva-Eri)
via FoxyTunes

Written by raoros

نوامبر 29, 2007 at 2:42 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر, طراحی, عکاسی, عکس

Tagged with , , , , ,

عکس بلاگ1 – پارک خواب آلود

with 4 comments

 

عکاس: stoica mihai (karl75

منبع: http://photomagazine.ro

 

یکی به عنوان کامنت این عکسه نوشته بود: واسه دختره که بد نشده! پسره ناراحته، من با نگاه کردن به این عکس گردنم درد گرفت!

Written by raoros

اکتبر 25, 2007 at 11:56 ق.ظ.

نوشته شده در هنر, عکس

Tagged with , , ,