مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Posts Tagged ‘movie

یک پست در راستاهای مختلف

with 4 comments

راستای اول: من که اینجا زندگینامه خودمو منتشر می کنم، از توییتر آقای فواد که اینجاست، این لینک رو که نوار مغزی نوشته محسن مخملباف هست رو دریافت کردم و خوندم و یک تیکه از مخملباف خوندم که:

سال قبل در جشنواره ونيز ژوري فيلم هاي اول بودم. سطح فيلم ها آن قدر پايين بود كه گريه ام گرفت. از كسي كه انتخاب اوليه را كرده بود علت را پرسيدم. گفت من احساسم را نسبت به انتخاب فيلم ها از دست داده ام، چون روزي 10 فيلم مي بينم. آيا اگر با زيباترين هاي دنيا هم روزي 10 بار عشق بازي كنيد، احساستان را نسبت به هر چه عشق بازي است از دست نمي دهيد؟ عشق بازي روزي 10 بار با زشت ترين ها چه؟ من اكنون روزي 10 فيلم بد مي بينم و علاقه ام را نسبت به سينما از دست داده ام.اين را مسوول انتخاب فيلم ونيز گفت.

خوب، در همین راستای اولی من به خودم و سلیقه ی فیلم دیدنم که بر اساس روش خطی چندش آور » هر چی فیلم 2007 – 2008 بود رو ببین» به هیچ وجه پیروی نمی کنه افتخار کردم و مراتب برائت خودم رو از «ادمهای فیلم فله ای ببین» ابراز می کنم. همینها آیا اعصاب دارن که بشینن پلکان ادسا یا M رو از اول تا آخر ببینن آیا؟ علاقمندان به سینما؟

راستای دوم: 48 ساعت از دیدن Memento گذشته و من همچنان در کف صابونی فیلم موندم، تقریباً یکی از عجیب ترین چیزهایی بود که دیدم و بازی فوق العاده گای پیرس و تلاشش برای ادامه زندگی خیلی تکان دهنده بود. خوب این دیالوگ های دوست داشتنی فیلم بود از نظر من:

memento.jpg

 

 

1- You put these together,and you get the feel of a person, Enough to know,how much you miss them. And how much you hate the person ,who took them away.

2- Awake. Where am I? Motel room. Some anonymous motel room.*****اینو خیلی دوست داشتم.

3- My wife used to call me Lenny.

– Yeah?

– Yeah, I hated it.

4- Natalie, She has also lost someone. She will help you out of pity.

 

 * فیلم رو با زیر نویس انگلیسی ببینید و با زبان اصلی، اگر مخ شما هم بعد از یکبار دیدن ریپ زد و داده ها رو نتونست هضم کنه اینجا کمک بسیار خوبی خواهد بود.

 

راستای سوم: از دوستای خوب و مهربونی که در پست قبلی برای یکسالگی بلاگ کامنت گذاشتن تشکر ویژه دارم. بعضی هاشون که بعد نود و بوقی اومده بودن که رسما باعث حمله قلبی من شدن!

Written by raoros

مارس 12, 2008 at 12:06 ق.ظ.

نوشته شده در فیلم

Tagged with , ,

به این می گن گریم!

with 17 comments

چندی پیش مراتب تعجب خودم رو درباره چهره گریم شده محمدرضا شریفی نیا در نقش سید احمد خمینی طی این پست اعلام نمودم تا اینکه یک ایمیل رسید حاوی این عکسها که در زیر می بینید، از حق نگذرم این یکی از بهترین گریمهایی بوده که تا بحال توسط ایرانی ها انجام شده. :پی :دی

محمدرضا شریفی نیا در نقش سید احمد خمینی

89q9r8g.jpg

جمشید هاشم پور در نقش امام خمینی

6ouzyx5.jpg

Written by raoros

فوریه 6, 2008 at 1:40 ب.ظ.

نوشته شده در فیلم

Tagged with , ,

دایانا غریبه ای در دربار انگلیس

with 9 comments

شده در مقطعی از زندگیتان با زندگی شخص مشهوری آشنا شده باشید و درباره اش تحقیق کرده باشید و آن شخص دیگر برای همیشه یک گوشه از ذهن شما اتراق کند و همیشه هر چیزی راجع به او برایتان با اهمیت باشد؟

من هیچ کسی را چه در زندگی شخصی و چه در چنین مواردی نتوانسته ام به مدت خیلی طولانی در ذهن نگه دارم، هیچ کس به جز دایانا.

اولین بار در سن 16 سالگی یعنی کمتر از دو سال بعد از مرگ دایانا فرانسیس اسپنسر، همسر سابق پرنس چارلز، کتابی راجع بهش خوندم که جریان فکری من رو تا حدودی تغییر داد. بعدها به دلیل علاقه زیادی که به دایانا پیدا کردم (و با تمام حاشیه های زندگیش، واقعاً هم زنی دوست داشتنی است) مطالعات زیادی درباره اش داشتم که تا هنوز هم ادامه داشته.

 

280px-diana_princess_of_wales.jpg

چندی پیش در یکی از خبرهای بی بی سی خواندم که تحقیقات جدیدی درباره علت مرگ دایانا آغاز شده و همین باعث شد که درباره اش بنویسم.

اینکه بخواهم اینجا زندگی نامه بنویسم یا یک دو جین عکس بگذارم، فایده ندارد، چون زندگی نامه در ویکی پدیا پیدا می شود و عکس هم که فراوان است. راستش این نوشته بیشتر برای ادای یک دین به ذهن خودم است و برای دایانا که هیچگاه پرنسس دلخواه الیزابت نبود، پرنسس دربار نبود و آنطور که مردم می گفتند پرنسس قلبهای مردم بریتانیا بود و به واقع هم ثابت کرده بود و محبوبیتش هنوز که هنوز است پا برجاست و کسانی هستند که همیشه دلشان می خواسته دایانا را ببینند (یکی اش خود من) و آنهم نه بخاطر اینکه او فرد مشهوری بود که بیگناه کشته شد، بخاطر سیرت انسانی که در زندگی اش داشت و بخاطر مردمی بودنش، بخاطر اینکه هیچوقت با سنت زندگی درباری کنار نیامد، ولی در عین حال زیبایی و شکوه یک ملکه را داشت.

این چیزهایی که گفتم برای من عینی و واقعی بود چرا که در تمام زندگیم ادمهای مشهور و مطرح انقدر برایم مهم نبوده که بخواهم درباره شان فکر کنم، و دایانا تنها کسی بود که ارزش این فکر را داشت.

اگر شما به این موضوع علاقمند باشید، من خواندن کتاب «دایانا غریبه ای در دربار انگلیس» نوشته » اندرو مورتن» ترجمه ی «سیاوش فولادفر» انتشارات «کویر» را پیشنهاد می کنم. دو تکه از متن کتاب را برایتان می گذارم:

 

charles_diana_wedding.jpg

«دایانا در روز عروسی اش آنچنان افکار آشفته ای داشت که هرگز در زندگیش تجربه نکرده بود. در ماه عسل دایانا عکس هایی از کامیلا را که از لای سررسیدنامه ی چارلز بیرون افتاد دید. چند وقت بعد چارلز با دکمه سردست هایی که روی آنها حرف C حک شده بود سر میز شام حاضر شد. چارلز پذیرفت که این دکمه ها هدیه ای از جانب زنی بوده است که وی او را قبلاً دوست داشته اما دیگر او را از دست داده است. ازدواج آنها با این آغاز دروغین، فراز و نشیب های فراوان داشت. تا اینکه دیگر آنها به جایی رسیده بودند که تقریبا با یکدیگر حرف نمی زدند. فشار روحی زندگی درباری و ازدواج دایانا باعث بروز بیماری روحی خطرناکی به نام «بولیمیا نروسا» شد که آشفتگی و بی نظمی در غذا خوردن او به وجود آورد. گاه دایانا به دلیل تنهایی تا آستانه نا امیدی کشیده می شد و دست به خودکشی می زد. بعضی از این خودکشی ها جدی نبودند اما برخی بسیار خطرناک بودند. دایانا از اغلب دوران زندگی درباری خود با عنوان «روزگار سیاه» یاد می کرد.

——

نیمه شب شبی از ماه سپتامبر سال 1997 «دایانا فرانسیس اسپنسر» همسر سابق چارلز ولیعهد انگلیس همراه با مردی به نام «عماد فایز» میلیاردر معروف مصری که گفته می شود قصد ازدواج با او را داشت، بر اثر تصادف اتومبیل کشته شد. در این حادثه «عماد فایز» و راننده اتومبیل در دم جان سپردند.

 

نکات قابل توجه:

1. این کتاب قبل از مرگ دایانا و در زمان حیات او نوشته شده پس قابلیت استدلال بیشتری دارد.

2. دایانا گرچه از چارلز جدا شد و دیگر «royalty» نبود، ولی تا زمان مرگ مادر پادشاه آینده یعنی هری نامیده می شد و ملکه مادر بریتانیا هم اگر با مرد عربی که احتمالا مسلمان هم بوده ازدواج می کرد، خودش باید اسماً مسلمان می شد و این برای دربار انگلیس فاجعه ای محسوب می شد.

3. دیدن فیلم زیبای «ملکه» The Queen محصول سال 2006 رو که برنده اسکار شده به شما توصیه می کنم. فیلم به ماجرایی درونی از کشمکش ها و تنش هایی که گریبان ملکه الیزابت دوم را بعد از مرگ دایانا دربر می گیرد و او را متوجه مقام دایانا در قلبهای مردم می کند می پردازد، اینکه در ابتدا حتی حاضر نشد برای مرگ او پرچم سیاهی برافرازد یا به مردم تسلیت بگوید یا مجلس سوگواری ترتیب دهد.

Diana Princess of Wales in Wikipedia

—————-

 

بی ربط: مجدداً اوبونتو نصب نمودم و در این زمینه پیشرفت های شایان توجهی کسب نموده ام! دو نقطه پی خیلی حجیم!

 

 

princess-diana-hairstyle.jpg

Written by raoros

فوریه 3, 2008 at 9:25 ب.ظ.

نوشته شده در تاریخ

Tagged with , , , , , ,

نوستالژی 1 – پالپ فیکشن

with 4 comments

در تعریف نوستالژی گفته‌اند که حس غریبی است برای بازگشت به یک وضعیت از دست رفته، یا اعاده‌ی موقعیتی دیرآشنا و کمال مطلوب که دیگر از کف رفته است. به عبارتی، نوستالژی نوعی احساس فراق تؤام با حسرت به گذشته است و زمانی دست می‌دهد که آدمی از اُبژه‌ای محبوب محروم شده باشد، یا با گذشت زمان قدر چیزی را که در گذشته از آن برخوردار بوده بهتر شناخته باشد و بر محروم شدن از آن غبطه بخورد.

Pasted from <http://www.atiban.com/article.aspx?id=93>

این یک نوستالژی واقعی است، یعنی 13 سال قبل، وقتی 11 سالم بود و می نشستم یواشکی سی دی ویدئو کلیپ این آهنگ رو نگاه می کردم، بدون اینکه فیلمش رو دیده باشم، شاید اولین جرقه های خیال پردازی های من شکل گرفت تا رسیدم به این کسی که هستم…( و فکر کنید که تصورات یه آدم 11 ساله با فیلمهای تارانتینو و اونهم پالپ فیکشن شروع بشه! یه کم خشن از آب درمیادا!)

فکر کنم خیلی چیزا رو از این یه قطعه آهنگ داشته باشم!

>> هنوزم بعد سالها خیلی روزها که حالم خوبه و یا حتی بده، زیر لب می خونم: Girl! You’ll be a woman soon…

>> اگر شما هم نوستالژی پالپ فیکشن دارید، می تونید حاصل زحمات دانلود قطره ای من از ای میول رو دانلود کنید.

*** اون لحظه ای رو بیاد بیارید که Mia (Uma Thurman) با بارونی وینسنت وگا (جان تراولتا) وقتی که از کلوپ برمی گرده، این آهنگ رو میخونه و اونجوری پیچ و تاب می خوره و می رقصه و تو خیالش گیتار می زنه! (من هنوزم که می خوام ادای گیتاریست ها رو دربیارم اون شکلی می شم!)

 

Download the song: Girl ! you’ll be a woman soon – Performed by: Urge Overkill

 

Girl! You’ll be a woman soon (Pulp Fiction)

Girl, you’ll be a woman soon

I love you so much, can’t count all the ways
I’d die for you girl, and all they can say is
«He’s not your kind»
They never get tired of puttin› me down
And I never know when I come around
What I’m gonna find
Don’t let them make up your mind
Don’t you know

Girl, you’ll be a woman soon
Please come take my hand
Girl, you’ll be a woman soon
Soon you’ll need a man

I’ve been misunderstood for all of my life
But what they’re sayin›, girl, just cuts like a knife
«The boy’s no good»
Well, I finally found what I’ve been looking for
But if they get the chance, they’ll end it for sure
Sure they would
Baby, I’ve done all I could
Now it’s up to you

Girl, you’ll be a woman soon
Please come take my hand
Girl, you’ll be a woman soon
Soon you’ll need a man

Girl, you’ll be a woman soon
Please come take my hand
Girl, you’ll be a woman soon
Soon, but soon you’ll need a man

 

اینجا را هم ببینید، یک چیز خوبی تویش است!

Written by raoros

دسامبر 19, 2007 at 10:56 ب.ظ.

نوشته شده در download, music, فیلم, نوستالژی

Tagged with , , , , , ,