مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Posts Tagged ‘my life

من و کلکسیون هدست ها

with 7 comments

به دلایلی که قابل طرح در مجامع وبلاگی نیست من هر از چندی مجبور می شدم یک هدست بخرم و الان 4 یا شایدم 5 هدست دارم که در بسته ای مشغول به زندگی می باشند و البته حاضر هم نیستم به کسی بدهمشان و البته که هنوز از همان هدست ای که سه سال پیش خریدم استفاده میکنم.

و حقیقتی که باعث شد دست به نوشتن ببرم این بود که سیم این هدست بسیار بلند هست و من برای رفع مزاحمت به صورت «غیر ارادی» دور گردنم می پیچمش.

خلاصه خواستم بگم اگر روزی دیگه توییت نکردم یا بلاگم آپدیت نشد دیگه، 2 حالت ممکن است رخداده باشد:

1- من خفه شدم بخاطر اینکه داشتم یه آهنگ هیجانی مثل آهنگ » خودشه » شهرام صولتی رو گوش میدادم و خواستم کمی حرکات شادی آمیز داشته باشم و حواسم نبوده و سیم دور گردنم بدجور پیچیده و من مردم.

2- در حالت خوش بینانه در اثر همان حرکات شادی آمیز لپ تاپم پرت شده هوا و من دیگه دستگاهی ندارم که بخوام فعالیت نتی داشته باشم (البته PC بدبختم هست ولی اوبونتو دهنش را سرویس کرده.)

**این یک وصیتنامه بود.
.

Written by raoros

مارس 30, 2008 at 8:57 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی

Tagged with