مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Posts Tagged ‘nothing

که پنهان برکشم…

with 9 comments

 

momayez-copy.jpg

راستش همین دیروز و همین امروز بود که به این و آن گفتم که این وردپرس کجا و ما کجا؟ خدا به دور که من یک کلمه دیگر اینجا بنویسم.

حالا هم آمده ام بگویم چه؟

شما خیالتان نباشد، آن فید ما را هم از ریدرهای محترمتان بزدایید که حکایت ما حکایت آب و هوای بهار است که دم به دمش این ساعت و آن دقیقه است.

 

نوشتن هم دلیل ندارد، می دانید؟ آدم یک لحظه حس می کند که:

ناله را هر چند می خواهم که پنهان برکشم …….. سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

 

@ عکس بالا، عکس دیوار اتاقم هست (به یادبود هنرمند فقید ایران مرتضی ممیز) و شعر مولانا که رویش نوشتم، شعر تمام 24 سال عمرم…

 

هر کسی از ظن خود شد یار من …… از درون من نجست اسرار من

 

زیاده عرضی نیست.

– زهرا

 

رکورد اول: دو هفته ننوشتن

Written by raoros

ژانویه 19, 2008 at 8:49 ب.ظ.

نوشته شده در من, شخصی

Tagged with , ,

Goodbye for now

with 7 comments

 

Promises we make in vain and

قول هایی كه ما بی جهت می دهیم

Words we give for a while to break

و واژه هایی كه ما به یك لحظه برای شكستن آن ]عهد ها[ بیان می كنیم

A flower fades away – like everything else

یك گل پژمرده می شود مانند همه چیزهای دیگر

Oh everything fades away

آه .. همه چیز محو می شود

Words are stuck to the heart my friend

واژه ها در قلبم مانده اند دوست من

They bring us together ’til we part again

آنها ما را به یكدیگر می رسانند تا زمانی كه ما دوباره جدا شویم

When there’s nothing left to share

زمانی كه چیزی برای تقسیم کردن باقی نمی ماند

Words are stuck to the heart my friend

 واژه ها در قلبم مانده اند دوست من

Words are stuck to the heart my friend

واژه ها در قلبم مانده اند دوست من

– قرار نبود اینجوری برم! فکر کردم تو وردپرس موندگار بشم، ولی انگار اگه دنیا اینطور جلو می ره تقصیر منه! 

– سه نقطه …

فعلاً باشه، شاید چند وقت دیگه دوباره از نو ساخته بشم و بتونم بنویسم.

– اینم برای حسن؟؟؟ (یا غیر حسن) ختام.

ِDownload The Song: Words are stuck to the heart – Outlandish

  خداحافظ

The End

Written by raoros

اکتبر 20, 2007 at 6:01 ب.ظ.

نوشته شده در من

Tagged with ,