مونولوگهای من

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

Posts Tagged ‘painting

رنگهای احساساتی

with 4 comments

از اونجا که من هیچ علاقه ای به ترجمه اخبار دنیای علم ندارم و چی بشود که من از این کارها بکنم ، این یکی را چون فقط خیلی احساساتی و حسی و هنری و از این قبیل چیزها بود، انتخاب کردم.

– آقای شی یوآن از طریق استفاده از رنگهای حساس به گرما، راهی ابداع کرده تا چیزهایی که به طور معمول منفعل و اثرناپذیرند، تبدیل به چیزی زنده و دارای عکس العمل نسبت به محیط بشن. مثل کاغذ دیواری که به حرارت عکس العمل نشون می ده، نقاشی که وقتی لمسش می کنید به شما عکس العمل نشون می ده و یا تقویم روزانه معمولی که در طول روز رنگ می بازه.

کاغذ دیواری حساس به حرارت:

میزان حرارت رو بالا ببری و ببینید که کاغذ دیواری تون شروع می کنه به شکوفه زدن. (عکس زیر زمانی که رادیاتور خاموشه)

و حالا وقتی که روشن می شه.

کاتالوگ:

نقاشی احساساتی:

با لمس کردن نقاشی، به مردم نشون بدید چه احساسی دارید!

وقتی که روز به سادگی به پایان می رسه:

نگاه کن روز چطور با این تقویم یواش یواش به آخر می رسه.

منبع : [link]

via stumbleupon

Written by raoros

دسامبر 25, 2007 at 10:33 ق.ظ.

نوشته شده در نقاشی, هنر, اینترنت

Tagged with , , , ,

تا تو هستی و غزل هست، دلم تنها نیست…

with 2 comments

پیش از آنی که به یک شعله بسوزانمشان

باز هم گوش سپردم به صدای غمشان

هر غزل، گر چه خود از دردی و داغی می سوخت

دیدنی داشت ولی سوختن با همشان

گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد

بغضشان، شیونشان، ضجه زیر وبمشان

نشنیدی و مباد آنکه ببینی روزی

ماتمی را که به جان داشتم از ماتمشان

زخم ها، خیره تر از چشم، تو را می جستند

تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان

این غزل ها، همه جانپاره های دنیای منند

لیک با این همه از بهر تو می خواهمشان

گر ندارند زبانی که تو را شکر کنند

بی صدا باد دگر زمزمه ی مبهمشان

فکر نفرین به تو در ذهن غزلهایم بود

که دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان

– محمدعلی بهمنی 

 

 

l’artiste: J e a n – F r a n c o i s  B u c k n e r

+++ 

Written by raoros

دسامبر 4, 2007 at 10:24 ق.ظ.

نوشته شده در نقاشی, شعر, طراحی

Tagged with ,

نکات کنکوری

نکات مهم:

1. امروز یک جایی یک نفر نوشته بود اگر کسی از ترس تابلو شدن نخواد از لغت boy friend استفاده کنه، می تونه بجاش بگه beloved fellow ، بعد من فکر کردم اگر نخواد بگه girl friend باید چی بگه؟ باید بگه geloved fellow ؟ =))

2. می دونستید یک نوع ملات (آهک+سیمان+ماسه+آب) داریم که بهش می گن ملات حرامزاده یا خرملات؟ به قول استادم، نمی دونم چرا هر چی فحشه واسه این بدبخت ردیف کردن!!

3. می دونید سبک » امپرسیونیسم» چطور بوجود اومده؟ کلود مونه، یکی از نقاشان بزرگ فرانسوی (قرن 19و 20)، عادت داشته در ساعتهای مختلف روز می نشسته و از یک منظره با نورهای متفاوت محیط در ساعتهای محتلف روز نقاشی می کرده، تعداد زیادی مجموعه کار به این صورت از مناظر مختلف خلق می کنه و یکی از اولینها که باعث شد سبک امپرسیونیسم بوجودبیاد Impression, Sunrise یا دریافتی از طلوع آفتاب نام داره که استفاده از همین کلمه برای عنوان اثر شروعی بر مکتب امپرسیونیسم یا به ترجمه ی عجیب غریب فارسی: دریافتگری، بود. ها ها ها !

4. این تیکه رو به خاطر ارادتم به ادوارد مونک و اثر زیبای » فریاد» یا » scream» که تابلوی مورد علاقه ی منه می نویسم، در واقع این شرح چگونگی بوجود اومدن تابلو از ترس آغاز جنگ ، از زبان خود هنرمند هست:

» با دو تن از دوستانم، قدم زنان در راهی پیش می رفتم، آفتاب غروب کرد، اندوهی خفیف بر من چیره شد و به ناگاه آسمان رنگ سرخ خونین به خود گرفت. من خسته و کوفته ایستادم و به نرده ها تکیه دادم و به ابرهای شعله ور که بر فراز آبدره نیلگون شهر همچون خون و شمشیر آمیخته بودند، می نگریستم. دوستانم به راه خود ادامه دادند. من که از ترس لرزه بر جانم افتاده بود، همانجا ایستادم، و صدای جیغی بلند و پایان نایافتنی، جیغی که طبیعت را سوراخ می کرد، شنیدم…»

– تا بحال یه همچین توصیف بی نظیری خونده بودید؟

تا بعد …

Written by raoros

نوامبر 21, 2007 at 4:59 ب.ظ.

امروز

ذات هنر رهایی است، کیست تا به نام عشق بالهای اندیشه ام را زنجیر کند؟

 

Vincent van Gogh. Road with Man Walking, Carrige, Cypress, Star and Crescend Moon. Auvers-sur-Oise. May 1890. Oil on canvas. Rijksmuseum

مجموعه آثار بزرگترین نقاشان جهان

Written by raoros

نوامبر 18, 2007 at 6:38 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر

Tagged with , ,

Roses …

To Have A Break:

 

To Have And Not To Hold Lyrics

Download the song: To Have And Not To Hold

 

To have and not to hold
So hot, yet so cold
My heart is in your hand
And yet you never stand
Close enough for me to have my way

To love but not to keep

To laugh, not to weep

Your eyes, they go right through

And yet you never do

Anything to make me want to stay

Chorus:

Like a moth to a flame

Only I am to blame

Ba ba da ba ba ba

What can I do?

Ba ba da ba ba ba

I go straight to you

Ba ba da ba ba ba

I’ve been told

You’re to have, not to hold

To look but not to see

To kiss but never be

The object of your desire

I’m walking on a wire

And there’s no one at all

To break my fall

(chorus)

You’re to have, not to hold

You’re to have, not to hold

(chorus)

You’re to have, not to hold

You’re to have, not to hold

You’re to have, not to hold

To break my heart

 

 

**Credits go to 2 respected ladies, my favorite artists : Madonna for the song and Anarasha for the eye catching painting: Rose

 

Written by raoros

نوامبر 8, 2007 at 8:26 ب.ظ.

نوشته شده در download, Madonna, music, هنر

Tagged with , , , ,

دچار یعنی ….

with 2 comments

یک فنجان شعر … 

قشنگ یعنی چه ؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد…

چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
چه قدر هم تنها
خیال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی
……….عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد

و چه فکر نازک غمنکی

نه وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست

دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند

دچار باید بود…

سهراب سپهری – مسافر 

گالری نقاشی های سهراب

img_0642.jpg

چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی/چه قدر هم تنها  … نمایشگاه کتاب تهران/اردیبهشت 84/غرفه انتشارات دارینوش

img_0646.jpg

Written by raoros

نوامبر 1, 2007 at 3:12 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر, شعر, عکاسی, عکس

Tagged with , , , , , ,

شب

with one comment

دلم امشب صاف است

آسمان هم آرام

باد هم می آید

و نسیمی زیرک

قصد دارد که بفهماند شب

مظهر اینهمه تاریکی و دلتنگی نیست …

به گمانم فردا

روز خوبی باشد …

صورت ماه به من می گوید.

The Starry Night- ون گوک 

* شاعر ناشناس

Written by raoros

اکتبر 23, 2007 at 10:17 ب.ظ.

نوشته شده در من, هنر, شعر

Tagged with , ,